تبلیغات
روز شمار - 3200 کیلومتر رانندگی در سفر زمینی به اصفهان و کرمانشاه - 11 خرداد لغایت 19 خرداد 1391 - قسمت اول

امید : 21 خرداد 1391 :

بازم یه غیبت طولانی و اما اینبار خداروشکر جور شد و از موقعیت نهایت استفاده رو کردیم و این دو سه روز تعطیلی هفته قبل رو با آرزو با 4 روز دیگش مرخصی گرفتیم و راهی یه سفر زمینی شدیم . قبل از اینکه سفر رو بخوام شرح بدم جا داره از آرزو بابت هدیه روز مردش به من تشکر کنم وزحمت کشید و عینک و جدیدمو واسم خرید و از این بابت ازش ممنونم . رو 5 شنبه 11 خرداد بود که ساعتهای 12 ظهر با آرزو تصمیم بر این گرفتیم که راهی کرمانشاه بشیم . اما از اونجایی که مادرپم در سفر 5 روزه اصفهان و در منزل خواهر عزیزم به سر می برد و برای روز 2 شنبه بلیط برگشت داشت تصمیم گرفتیم به اصفهان بریم و از اونجا مامان رو برداریم و باهم به کرمانشاه بریم و بلیط برگشت هواپیماشم کنسل کنه و همین هم شد . ساعت 10 شب همون روز با ماشین 206 پدر خانم و پس از جمع و جور کردن وسایل و آماده کردن سندلی و جلوپای عقب برای یونس از پلیس راه مشهد راهی سفر چند روزمون شدیم . ناگفته نمونه ماشین خودمون هم توی این چند روز دست پدرخانم بود . پس از 5 ساعت رانندکی در اولین تجربه رانندگی در شب به شهر شاهرود رسیدیم و درمجتمع رفاهی که در نزدیکی شهر بود در کنار سایر مسافران یه 2 ساعتی رو استراحت و خوابیدیم . ساعت 6 صبح بعد از 1 ساعت رانندگی در دامغان بودیم . شوهر خواهر عزیز ما رو راهنمایی کرد که از اتوبان به اسفهان بریم اما متاسفانه من بد متوجه شدم و به یکباره بعد از چند دقیقه خودمون رو در جاده بسیار خلوت و وحشتناک معلمات - جندق - نایین ..... دیدیم . از این جهت وحشتناک که ما بعد از ورود به این جاده که تقریبا فکر میکنم 700 کیلومتر به اصفهان راه بود ما حتی یک ماشین پلیس یا نیروی انتظامی ندیدم و الان هم از هرکسی میپرسیم میگن اونجا جای جولان دهی قاچاقچی هاست چون تا چشم کار میکنه کویر ه و شما در دشت پهناور کویر ایران گام گذاشته اید .باور کنید به ندرت مکاشین توی جاده ها دیده میشد . سکوت محض هوای نسبتا گرم جاده رو فرا گرفته بود . به هر صورتی که بود فکر میکنم ساعتها 2 یا 3 ظهر جمعه به اصفهان رسیدیم و با استقبال خواهر و داماد و خواهرزاده عزیزم روبرو شدیم  . اقامت دو روزه در شهر زیبای اصفهان که پس از 2 سال با آرزو به اونجا رفته بودیم  از خیلی جهات مارو خوشحال کرد اول اینکه دیدار خواهرم و خونواده عزیزش  و  دوم اینکه خاطرات 2 سال قبل که در اون موقع آرزو ، یونس رو باردار بود . خواهر عزیزم و داماد واقعا زحمت کشیدن توی این 2 روز و ما رو یکشب بردن رستوران بسیار مجلل و متفاوت شب نشین که مطمئنا همه اصفهانیها اسمشو شنیدن و یک شب هم که پیتزا ... ما رو به کوه صفه بردن و از تلکابین بسیار زیبای اون هم استفاده کردیم و اونا هزینشو تقبل کرده بودن . میدون امام هم رفتیم واقعا مثل همیشه فوق العاده . البته اینبار به دلیل شلوغی خیابونها نتونتستیم در 33 پل پیاده روی کنیم اما از اونجا و از کنار پل خواجو و 33 پل با ماشین گذر کردیم . صبح روز یکشنبه 14 خرداد یعنی روز اولین تعطیلی هفته گدشته ساعت تقریبا 9 صبح اصفهان رو به مقصد کرمونشاه ترک کردیم و از خومواده خواهر دل کردن واقعا سخت بود اما چه کنیم که زندگی همینه . واقعا این 2 روز اصفها بهمون خیلی خوش گدشت و شکر بابت این موضوع . ادامه سفرنامه رو در پست بعدی خواهم نوشت ...........

در زیر جاده بسیار زیبای بین شهرهای معلمان و جندق رو میبینیم که یکی از زیباترین جاده های کویری ایران است .


شبنم قدیمی
شنبه 27 خرداد 1391 07:30 ق.ظ
سلام خوش بگذره همیشه بهتونننن
پس چی شد قسمت دوم سفرتون؟
پاسخ امید و آرزو : مرسی شبنم همیشگی
لطفت همیشه مارو شرمنده کرده .
مجتبی
جمعه 26 خرداد 1391 09:17 ق.ظ
سلام
خوشحال شدم نظرات رو تاییدی کردید
موفق و سلامت باشید.
پاسخ امید و آرزو : ممنونم مجتبی جان
مجبوریم عزیز چون واقعا خیلی ها بلانسبت شما ظرفیت ندارن
مهسا
دوشنبه 22 خرداد 1391 01:55 ب.ظ
سلام امید
خوش اومدین
پاسخ امید و آرزو : سلام مهسا جان
ممنون از لطفت
متشکرم که همیشه در کنار من و
آرزو هستی
پیروز باشی
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.