تبلیغات
روز شمار - سفرنامه استانبول - 28 آبان لغایت 2 آذر 1392 - سفر به شهر هزار مسجد - قسمت اول

امید : 6 آذر 1392 :

در خدمت همه دوستان و مخصوصا آرزو و خودم هستم با سفرنامه استانبول ... سفری به شهر هزار مسجد .... سفرنامه را مینویسم تا روزگاری خاطرات نه تلخ بلکه همه شیرین آن شاد کننده لحظاتمان شود....در ابتدا بگویم سفرنامه را به گونه ای می نویسم که نامی از من و آرزو در آن قرار نگیرد و عنوان همسر را نسبت به آرزو قرار خواهم داد تا بتوانم این سفرنامه را در چند سایت سفرنامه ثبت و درج کرده تا راهنمای تمام عزیزانی باشد که مسافر آینده استانبول می باشند .. سفرنامه رو با یه مقدمه که در استانبول آماده کردم واسه وبلاگ آماده میکنم ....

 بسیار سفر باید تا  پخنه شود خامی ، صوفی نشود صافی تا در نکشد جامی ...این جمله گرانبها سروده غزل سرای بزرگ ، سعدی می باشد.با هر سفر به اندوخته هایمان اضافه و اضافه و اضافه تر میشود ودر هر سفری زمانی فرا می رسد که ترکیبی از آداب و سنن درست و نادرست ملل مختلف را در پیش روی خود می بینیم و با بالا و پایین کردن آنها بهترین ها را سوغات سفرهایمان برای خودمان قرار میدهیم .. سوغاتی که به یادگار میماند سوغاتی که باعث تغییر تفکر میشود و این با ارزش ترین سوغاتها می باشد ...... اگر در پی واقعیت ها و حقیقت ها  و انسانیت ها و درستی ها و نادرستی ها هستیم بسیار سفر باید کرد . هر سفر شامل هزینه ای بعضا بس بالا می باشد مخصوصا در زمانی که پول کشور عزیزمان در کشاکش بازیهای سیاسی کشورهای دور و نزدیک، غرب و شرق در حال حاضر دچار نوسان و گاها ارزش واقعی خود را نداشته و کم ارزش به نظر می رسد.پولی را که پرداخت میکنیم میتوان سرمایه گذاری نامید و نه هزینه .

چگونگی فراهم شدن سفر به استانبول :

تصمیم به سفر رفتنمون رو با هیچ برنامه ریزی خاصی گرفتیم و ماجرا از این قرار بود که یکی از همکاران بنده وارد اطاق من شد و گفت فلانی خبر داری ترکیش آف زده واسه پروازهاش؟ من هم چگونگی این آف رو پرسیدم وایشون به من گفتن توی یه محدوده زمانی سالیانه ترکیش بلیط های پروازشو ارزونتر به مشتریان ارائه میکنه ... بلیط رفت و برگشت از فرودگاه مشهد به فرودگاه بین المللی آتاتورک هر نفر در زمان این آف با ارزش 685 هزار تومان بود ... بعد از شنیدن این موضوع سریعا به این فکر افتادم که با پس انداز اندکی که داریم و با مقداری که از فلان وام دریافتیمون مونده می تونیم یه سفر نسبتا مناسب بریم .... خلاصه سریعا با تماسی که با همسرم داشتم و تاییدیه ای که از مادر زن عزیزم مبنی بر نگهداری فرزندم در دوران سفر من و همسر داشتم ،سریعا با آژانس هماهنگ کردم که بلیطها رو برامون رزرو کنه و ایشون هم گفتن مبلغ 1386000 توما رو به فلان حساب واریز کن . تموم کارها انجام شد و ما تقریبا 48 روز وقت داشتیم واسه سفرمون و توی این مدت باید هتل  رو رزرو میکردیم همچنین خودمو با شهر شناسی استانبول از طریق دنیای مجازی آماده رفتن میکردم .... هتل رو از یکی از آژانس های سطح شهر با قیمت بسیار نازلی تهیه کردیم ... هتل ما هتل 3 ستاره اورون بود که من فکر میکنم متل بود نه هتل اما نسبتا خوب بود ... شبی 20 دلار وجهی بود که برای رزرو هتل نیاز داشتیم ... یعنی برای دو نفرمون برای چهار شبانه روز 160 دلار و با دلاری 3010 تومان یعنی 483000 تومان پول هتلمون شد . که در مقابل رقم های نجومی آزانس های دیگه واقعا ارزون بود ...تمام شرایط رو محیا کردم و نقشه حمل و نقل شهری استانبول و اطلاعات دیگه  رو از مکانهای دیدنی و بازارهاشو جمع آوری کرده و پرینت رنگی گرفتم و خودمون رو کم کم آماده سفر کردیم .... فقط یه مشکل بزرگ وجود داشت اونم اینکه پاسپورت همسرم فقط 3 ماه و 20 روز اعتبار داشت یعنی روی کاغذ ایشون حق ورود به هیچ کشوری رو نداشتن ...هموطور که میدونید حداقل اعتبار باقی مانده از گذرنامه 6 ماه می باشد. حتی بنده با تماس با سفارت ترکیه در تهران جوابی که گرفتم این بود : اگر طرفی که در قسمت پاسپورت کنترل لحظه ورود شما رو فرم نباشه میتونه همسرتون رو دیپورت کنه .... این موضوع نگران کننده رو نزدیک به 45 روز یدک میکشیدیم و از طرفی می ترسیدیم برای پاس جدید اقدام کرده و پاس تا اون موقع نیاد. چون باخبر شده بودیم یعضا پیش اومده گذرنامه هایی که بیش از 45 روز طول کشیده .... ضمنا نفری 300 دلار ارزی از بانک ملت هر دلار 2530 تومان گرفتیم که 300000 تومان به نفع دوتامون شد در این سفر..... لازم به ذکر می باشد قیمت لیر در زمان سفر ما با چنج دلار در استانبول 1500 تومان بود چون هر دلار 2 لیر میشد .... زمان سفر ما 19 نوامبر تا 23 نوامبر 2013 بود یعنی 28 آبان لغایت 2 آذرماه 1392 ...

روز اول : سه شنبه  28 ابان 1392 :

ساعت 15/3 صبح دوشنبه 28 آبان ماه زمان پرواز ما به استانبول بود . 3 ساعت قبل پرواز طبق معمول در ترمینال 2 فرودگاه پروازهای خارجی مشهد حاضر شدیم و پس از تحویل ساکها و بررسی پاسپورتمون و دریافت دلار ارزیمون . در حدود ساعت 20/3 بامداد با هواپیمای ایرباس 319 ترکیش مشهد رو به مقصد استانبول و فرودگاه آتاتورک ترک کردیم .اختلاف ساعتی ایران با ترکیه 30/1 دقیقه بود و در واقع ترکیه عقب تر بود . مهمانداران ترک هواپیما پس از پذیرایی با صبحانه ترکیشون چراغ ها رو خاموش کردند  اما متاسفانه با مانیتورهای روشن و پخش فیلم بی صدا (صدا رو باید با هندزفری  دریافت می کردیم) واقعا اکثر مسافرها مخصوصا من و همسرم اذیت شدیم . پرواز در حدود 4 ساعت و 10 دقیقه طول کشید . و در زمان مقرر ما وارد فرودگاه بسیار بزرگ آتاتورک شدیم . نوبت به چک کردن پاسپورت ها بود و خلاصه دل تو دل ما نبود و استرس فراوانی که داشتیم و ترس از عدم قبول ورود همسرم به شهر استانبول. نوبت به همسرم رسید و ایشون رفتن  جلو و ما که داشتیم میمردیم  از اضطراب خدارو شکر شاهد این بودم که همسرم اجازه ورود رو گرفت و هیچ گیر و داری هم پیش نیومد خدارو شکر. من هم همینطور و ساکها رو تحویل گرفتیم و طبق برنامه ریزی که کردیم و با رفتن به طبقه 1- فرودگاه سوار مترو خط یک استانبول شدیم و با خرید یه آکبیل کارت 3 سفره (اعتباری) از این ایستگاه به سمت محله هتلمون یعنی آکسارای به راه افتادیم . ایستگاه آخر خط یک مترو همون اکسارای بود ما در این ایستگاه پیاده شدیم. متاسفانه آدرس دقیق هتل رو بلد نبودیم فقط میدونستیم توی آکسارای هتلمونه البته قبل از سفر متصدی آژانس برامون آدرس هتل رو اس زده بود اما به بیش از 30 نفر نشون دادیم و از آخر توی خیابون آتاتورک که در نزدیکی همون اکسارای هست یه مغازه ایرانی دیدیم و اتفاقا بنده خدا کرد کرمانشاه هم بود. یه خوش و بشی کردم و زحمت کشید و تماسی داشت با  هتلمون و آدرس دقیق رو ازشون گرفت و ما رو راهنمایی کرد . پیاده رفتیم به همون سمت و اول یه صبحانه از یکی از مغازها گرفتیم و  یه چیزی شبیه کلوچه بود اما باطعم پیاز که خوشمزه بود با 2 تا چای ترکی . همش شد 8 لیر  و به سمت آدرس هتل راه افتادیم و به هتل رسیدیم . هتلمون در منطقه یوسف پاشا بود یعنی 5 دقیقه یا به عبارتی 100 متر اونورتر آکسارای و در کنار ایستگاه تراموای استانبول ایستگاه یوسف پاشا بود . هتلمون در کنار مجتمع اندرو و به سمت اروپا گاراج بود . به هتلمون یعنی هتل اورون رسیدیم . وقتی وارد شدیم و با متصدی صحبت کردیم گفت شما برید و ساعت 2 ظهر بیاید . ما هم ساکمون رو همونجا در لابی هتل گذاشتیم  و اولین گشت روزانمون رو آغاز کردیم .

صبحانه پرواز ترکیش در هواپیما

تصاویری از هتل اورون و لابی اون

اولین مقصد استانبول گردیمون رو با اتوبوس به سمت ایستکاه امین اونو بود که در اونجا تور تنگه بوغاز یا همون تنگه بوسفر (بسفر) بود .در این ایستگاه یعنی امین اونو وقتی پیاده  بشید مسجد بسیار زیبای امین اونو رو میبینید و در اونورتر بازار میسی چارشی و در واقع اصلی ترین جای زیبای این ایستگاه همونطور که گفتم تور تنگه بسفر هستش که می بایست نفری 6 لیر پرداخت میکردید و تیکت اونجا رو میگرفتید و سر یه ساعت خاص راه می افتاد . ساعت 11 ظهر قرار بود را ه بیفته و ما منتظر شدیم تا همه جمع شدن وکشتی شلوغ شد و به سمت تنگه بسفر حرکت کردیم. واقعا مناظر و تصاویر بسیار زیبایی رو در اونجا مشاهده کردیم.این بازدید در حدود 1 ساعت طول کشید و واقعا زیبا بود تنگه بسفر . لازم به ذکر است تنگه بسفر جایی هستش که اسیا رو به اروپا و دریای مرمر یاهمون سیاه رو به دریای مدیترانه وصل میکنه. جالبه در اونجا یکی از چند کشتی کروز رو دیدم و واقعا زیبا و با هیبت بود که شما میتونید در عکس زیر ببینید و بزرگی اون رو در کنار ماشینی که پایین سمت چپ عکس مشاهده میکنید ببینید . تنگه بسیار زیبا بود . در این تنگه از کنار یک کاخ بسیار زیبای عثمانی گذشتیم و همچنین از کنار برج دختر که امروزه به عنوان یک رستوران دریایی می باشد گذر کردیم . در طول این تورشخصی از عوامل کشتی همش چای میاورد ما هم یکبار از این چای های 1 لیری از ایشون خریداری کردیم .توی اون هوای نسبتا سرد و پر باد وسط تنگه بسفر واقعا حال خوبی بهمون داد این چای داغ .بعد از بازدید از تنگه بسفر دقیقا در کنار محل برگزاری تور بسفر کشتی قهوه ای رنگ وجود داشت که رستوران دریایی سیار بود به نام دریا. اونا ماهی بوسکومرو رو تازه از دریا میگرفتن و اونو سرخ میکردن و داخل ساندویچ میدادن 7 لیر. ماهم دوتاگرفتیم و یه نوشابه کوکا... اونجا نوشابه 5/2 لیر بود .ماهی خوشمزه ای بود . یه چندتایی تیغ داخل ساندویچ پیدا کردیم اما در مجموع عالی بود. اونجا یه گاری رو دیدیم که بلوط که یه میوه جنگلیه و ذرت آب پز می فروخت که ما 100 گرمی بلوط خریدیم و خداییش خوب بود .بعد از اون به سر در مسجد امین اونو رفتیم که واقعا زیبا بود. و بعد از اونجا هم در همین محله امین اونو به بازار میسی چارشی که معروف به بازار ادویه جات و شیرینی هست رفتیم و اونجا یه دونر کباب خوشمزه خوردیم . در اونجا به مغازه قهوه فروشی محمد افندی که یکی از دوستان در سفرنامه هاشون اشاره کرده بود رفتیم و واقعا بی نظیر بود.درب مغازه بسیار شلوغ و صف بلندی وجود داشت و به سرعت مشتری هارو راه می انداختن .ما هم به نوبه خودمون مقداری از این فهوه خوشمزه خریداری کردیم . عجب بویی میداد . تا روزی که در استانبول بودیم بوی اطاقمون بوی قهوه بود.محمد افندی بهترین قهوه استانبول رو عرضه میکنه که اینو همه اونجا میدونن . بعد از بازار میسی چارشی دم دمای ظهر بود که با اتوبوس به هتلمون برگشتیم برای تحویل گرفتن اطاقمون.

 

محل تهیه بلیط تنگه بسفر

افراد از تمام ملیت ها برای دیدن تنگه بسفر

برج دختر در وسط تنگه بسفر و رستوران امروزی

کشتی کروز بسیار زیبا و با عظمت

قلعه عثمانی در کنار تنگه بسفر

چای در کشتی در مسر تنگه

ماهی فروشی دریا در کنار محل فروش بلیط تنگه

ماهی بوسکومرو سرخ شده در کشتی بالا

بلوط و ذرت فروشی

مسجد امین اونو

سر در ورودی مسجد امین اون

ورودی بازار میسی چارشی

مغازه قهوه فروشی محمد افندی

پس از ورود به هتل متاسقانه شاهد مشکلی بودیم اونم اینکه اطاقاشون جا نداشت علی الرغم اینکه رزرو شده بود . خلاصه پس از تماسی که با آژانس گرفتیم هماهنگ شد فقط همون شب اول رو در کنار هتل چسبیده به همین هتل که نمیدونم اسمش چی بود و فکر کنم بست هتل نام داشت که واقعا افتضاح بود و قرار بر این شد فردای این روز اطاق رو خالی کنیم و به هتل خودمون برگردیم. وسایلمون رو بردیم به هتل کناری و استراحت کوتاهی کردیم. در حدود ساعتها 5 بود که به سمت تکسیم راه افتادیم و با اتوبوس از یوسف پاشا به سمت ایستگاه تکسیم رفتیم . لازم به ذکر است افرادی که در اکسارای هستن یعنی در 5 دقیقه ای یوسف پاشا نیز می بایست همین مسیرها رو که کلا ما در سفر رفتیم برای رفتن به مکانها و بازارهایی که ذکر میشه سپری کنند. خلاصه با اتوبوس به یه زیر گذر رسیدیم و در اونجا با پله برقی بالا رفتیم و وارد میدان تکسیم شدیم . بله میدان تکسیم معروف .. محلی که اخیرا شاهد درگیری مردم با پلیس این کشور بودیم . مکانی که مجسمه آتاتورک در کنار رضا خان یکی از سنبلهای زیبا در این شهر و در این میدان میباشد و به توعی معروفترین میدان استانبول است. از اونجا هم به خیابان استقلال رفتیم که سمت چپ میدان ، ورودی این خیابان بسیار بزرگ می باشد .خیابان استقلال به نوعی حکم واکینگ استریت پاتایای تابلندمی باشد.یک خیابان سنگ فرش شده بدون هیچ ماشین و فقط یه مسیر تراموای نوستالوژیک که هر 15 دقیقه از همین مسیر رد میشه . تمام رستورانها از کی اف سی بگیر تا برگر کینگ و پیتزا هات و مک دونالد و  کباب فروشیهای ترکی و ... همچنین تمامی مارکهای معرفو از ادیداس بگیر تا مانگو،زارا ، کی تی ان و .... در این خیابان شعبه دارن. طول این خیابون رو که اگه بخواید پیاده برید حدود 2 ساعت شایدم بیشتر طول میکشه . در وسط این خیابان کلیسای سنت انتوان قرار داره که اتفاقا به اونجا هم رفتیم و با کسب اجازه کلی عکس و فیلم گرفتیم.واقعا کلیسای زیبایی بود .برای سرو شام به یکی از رستورانهای بزرگ اونجا رفتیم و کباب های مخصوص اونجا رو سفارش دادیم که گرونترین غذاهاش بود . اینی که میگم گرونترین حقیقتا میخواستیم یه بارم توی استانبول یه غذای گرون و پرملات رو تجربه کنیم . دو پرس کباب مخصوص استانبول که عکسهاشو میذارم گرفتیم 71 لیر.واقعا عالی و بی نظیر بودن و میدونم حالا حالا ها طعم خوشمزه این غذا رو نخواهیم چشید . از اونجا به مسیر خودمون در این خیابان ادامه دادیم و وارد یه کافه شدیم و یه قلیون ترکی سیب با دوتا چای باحال خوردیم.قیمت هر قلیون در اونجا در حدود 20 لیر بود. در وسط همین خیابان افرادی بودن که یه سینی پر از صدف جلوشون بود با لیمو ترشهای بزرگ . اونا صدفها رو باز کرده بودن و توش رو با اندازه شاید 10 گرم برنج و ادویه جات و همون صدف رو پر کرده بودن و اونو ظاهرا به حالت دم کشی دم کرده بودن. با وجود خود صدف و شکل ناجورش واقعا خوشمزه بودن. هر 10 تا ازاونها 5 لیر میشد. خیلی خوشمزه بود و توی این مدت چندباری خوردیم این صدف های خوشمزه رو .شب با اتوبوس از همون مسیر به هتل برگشتیم و شب اول رو به این شکل به پایان رسوندیم .

مجسمه آتاتورک و رضا خان در میدان تکسیم

ابتدای خیابان استقلال (هنوز سر شب و ساعاتی دیگه اینجا جای سوزن انداختن نیست )

تراموای نوستالوژیک خیابان استقلال

باقلوای معروف استانبول

کباب های مخصوص استانبول (دیس دونر کباب و فکر میکنم بی اقلو کباب )

صدف های خوراکی (ترکیب برنج - ادویه - صدف)

کلیسای سنت آنتوان در خیابان استقلال


دختر وبگرد
پنجشنبه 7 آذر 1392 10:57 ق.ظ
یه سایت معروف بهترین جا واسه تبلیغه . مخصوصا وقتی رایگان باشه . این سایت وبلاگ شما را تبلیغ می کنه و آمار وبلاگتون رو هر روز افزایش میده .فقط کافیه باهاش تبادل لینک کنی.
علی
چهارشنبه 6 آذر 1392 11:44 ب.ظ
پاسپورت توی 4 روز کاری میاد
بد نبود شما که این همه تحقیق کردی و پرینت رنگی شهر استانبول!!رو هم گرفتی این موضوع رو هم میپرسیدی!!!
پاسخ امید و آرزو : دوست عزیز ظاهرا شما اصلا در جریان نیستی بعضا پاسپورت ها تا 45 روز طول میکشه بله اونی که شما میگی با پیگیری رییس کاروان برای اماکن مذهبی بعضا اتفاق میوفته اونم نه 4 روز بلکه 7 یا 8 روزه ...
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.