تبلیغات
روز شمار - مطالب اسفند 1388
جمعه 28 اسفند 1388

زیارت حضرات یاسر و ناصر

   نوشته شده توسط: امید و آرزو    نوع مطلب :عمومی ،نذرهامون ،

امید : ۲۷ اسفند 1388 :

دیروز فرصتی پیش اومد و ا ماشین برادر زن به طرقبه رفتیم .البته من و آرزو . به رستوران آبشار رفتیم و از نهار و قلیون باحالش استفاده کردیم . قبل از اینکه به اونجا بریم و نرسیده به شهر طرقبه و در نزدیکی های روستای گلستان به مقبره یاسر و ناصر رفتیم که هردویشان از برادران امام رضا هستن . نماز ظهر و عصر رو اونجا خودیم و زیارتی کردیم و من نیت کردم اگر به خواسته هایی که دارم برسمداخل هر ضریح در سال آینده همین موقعه ها 10000 تومان بندازم ( قید این مبلغ صرفا به دلیل اینکه من این مطلب رو در قسمت نذر هامون می گذارم و باعث شه اونو به یاد بیارم ) . همیشه توی ذهنمون بود که به یاسر ناصر بریم و سرانجا رفتیم......


جمعه 28 اسفند 1388

عیدی آرزو به من

   نوشته شده توسط: امید و آرزو    نوع مطلب :هدیه هامون بهم ،

امید : 28 اسفند 1388 :

۲ روز پیش آرزوی عزیزم محبت کرد و برای من عیدیمو خرید . من شرمندش شده بودم . واسه یه ادکلن سه تیکه لیدی ایتالیایی به همراه یه لباس میشه گفت اسپرت خونگی واسه من خریده بود ..... من راضی نبودم . باور کنید به ذهنم نمی رسه واسش چی بخرم .اما باید فکر کنم ..... فردا هم وقت دارممممممممممممم.


جمعه 28 اسفند 1388

شروع تعطیلات + تصادف جاده ای خواهرم

   نوشته شده توسط: امید و آرزو    نوع مطلب :عمومی ،زندگی کاریمان ،

امید : 28 اسفند ۱۳۸۸ :

دیروز رو دیگه من به اداره نرفتم و آرزو هم ساعتهای 10 بود که از اداره برگشت . باور کنین اصلا حوصله اداره رو دیگه نداشتم چون حجم کارهام اینقدر بالا بود که نگو و نپرس .

راستی خواهرم سمیرا به همراه دامادمون و بچشون معصومه کوچولو ۳ روز پیش مشهد رو به قصد کرمانشاه ترک کردن که اول به شمال رفتن و بعد به سرعین اردبیل . ضمنا ماشینشون هم پرایده. متاسفانه امروز صبح موتور ماشینشون قفل می کنه و ماشین چند دور در برف وحشتناک اردیبل دور خودش می زنه و زمانی که می خوان از پرتگاه به پایین بیفتن به یه میل راهنمایی رانندگی برخورد می کنن و گیرشون میده . دیروز همون جا یه ریو به پایین دره رفته بوده و ۴ نفر دور از جونشون فوت شده بودن . الحمدالله به خیر گذشته و اونها امروز ظهر با کامیونی که اجاره کردن به سمت کرمونشاه در حرکت هستن . خب متاسفانه از لحاظ روحی داغونن و بدن سمیرا هم کبود کبوده. بازهم خدا رو شکر به خیر گذشت........


سه شنبه 18 اسفند 1388

گوشی 6303

   نوشته شده توسط: امید و آرزو    نوع مطلب :خریدهای زندگی ،

امید : 18 اسفند 1388 :

تقریبا ۳ هفته قبل بود که گوشی ال جی دوسیم کارتمو به پدرخانم دادم و ازشون یه نوکیا فکر کنم 1120 گرفتم و واسم خیلی خیلی دیگه ساده بود . خلاصه اینکه دیروز رفتمو یه گوشی نوکیا 6303 کلاسیک که واقعا خوشگل و کامله روخریدم. دوربینش 3.2 هستش و دارای فلش LED  که واقعا عکسهای با کیفیتی میندازه . جمع جوره و بدنش فولاده.قیمتش هم 140000 تومان بود که مشکیشو خریدم و پیشنهاد می کنم کسی توی این رنج قیمتی می خواد گوشی بخره فوق العادس. ضمنا مجارستانی هم هستش.

 


چهارشنبه 12 اسفند 1388

خرید بلیط نوروز برای کرمونشاه

   نوشته شده توسط: امید و آرزو    نوع مطلب :عمومی ،

امید : 12 اسفندماه 1388 :

دو سه روز پیش بعد از اینکه اوکی هواپیما رو واسه آرزو از دکترش گرفتیم به یه دفتر هواپیمایی رفتیم و 4 تا بلیط رفت و برگست مشهد کرمانشاه گرفتیم و انشاا... از مورخ 4 فروردین به کرمانشاه خواهیم رفت....


چهارشنبه 12 اسفند 1388

وام آرزو و خرید سرویس طلا

   نوشته شده توسط: امید و آرزو    نوع مطلب :خریدهای زندگی ،

امید : 12 اسفندماه 1388 :

تقریبا ۲ سالی هستش که آرزو ماهی 60000 تومان به خالش میده و ایشون هم زحمت شرکت آرزو در یه وام دوره رو برعهده داره.از زمان ازدواج ماهم همین مبلغ ماهانه وجود داشته . یه بار یادمه از این بابت 500000 تومان اول بهش تعلق گرفت و بار دیگه هم که این ماه و ماه بعدیه بهش 2 تا 500000 تومان تعلق گرفت و آرزو تصمیم گرفت که برای اینکه پول سریعا خرج نشه یه سرویس طلا بخره .... با مامانش به طلافروشی آشنایی که داشتن رفتن و یه سرویس فوق العاده خوشگل خریدن و یه مبلغ کوچولویی هم اضافه پرداخت کردن.خدایی سرویسه خوشگله و به نظر من قیافتن قیمتش بیشتر می خوره .... البته باید بگم من خاله زنک نیستم اما آرزو خودش گفت من در این مورد توی وب بزنم چون الان نمی تونست .....مبارکش باشه.....


تعداد کل صفحات: 2 1 2