تبلیغات
روز شمار - مطالب مرداد 1390
جمعه 28 مرداد 1390

سفر مجردی به کرمانشاه

   نوشته شده توسط: امید و آرزو    نوع مطلب :سفرهامون ،

امید : 28 مرداد 1390 :

تقریبا چند ساعتی میشه که تک و تنها به کرمونشاه اومدم . صبح ساعت 5:30 ژرواز مستقیم به کرمونشاه بود و خب پرواز خوبی بود چون همش خواب بودم . در کنار خانواده عزیزم یعنی پدر ومادر و برادران و امروز عصر هم خواهرم هستم و لحظات خوب و شیرینی سپری میشه . البته نگرانی ها وناراحتی هایی در اینجا هست که هر زمان که قطعی شذ میامو اینجا اونا رو ثبت به عنوان خاطرات تلخ و شاید بهتره بگم کمک زود هنگام خدا ثبت می کنم . بگذریم . جای آرزو و پسرم و اقعا خالیه . شرایط جور نبود و نشد بیان اما بهتر چون شرایط روحی توی خونمون بسیار ایده آل نیست...... امیدوارم در مورد اون موضوع هرچی خیره اتفاق بیفته . به  موقعش میامو مینویسم کامل اون رو ........


پنجشنبه 20 مرداد 1390

13 مرداد تولدم مبارک

   نوشته شده توسط: امید و آرزو    نوع مطلب :عمومی ،

آرزو :20 مرداد 1390 :

الان اومدم یه سری به وبلاگ بزنم و یه تشکر از امید که تولدمو تبریک گفته البته تولد من 13 مرداد و در سالهای گذشته اگر وبلاگ رو بخونید از چند روز قبل تبریک و کلی پست با حال و این جور حرفا البته امسال چون جو دانشگاه بود زیاد بهش خرده نمیگیرم ولی خوب ازش توقع داشتم.بگذریم....

امید همونطور که در پست های قبل گفتم هدیه تولد امسالم رو قبولی در دانشگاه داد مامان و بابام هم یه گردنبند توپ و خوشگل واسم خریدن نزدیک 400 هزار تومان و پدر بزرگ و مادر بزرگ هم 50 تومان به من دادن که اصلا ازشون توقع نداشتم بقیه هم با اس ام اس و تلفن یه تبریک.البته نا گفته نمونه امید یه شاخه گل رز ابی قشنگ و یه کیک هم واسم خرید.ممنونم از همشون


دوشنبه 17 مرداد 1390

این روزهای ما

   نوشته شده توسط: امید و آرزو    نوع مطلب :عمومی ،با فرزندمان ،

امید : 17 مرداد 1390 :

دیشب مسابقات جام ادارات شروع شد و خب اداره ما هم یه تیم جمع و جوری داده بود و خب بنده هم در کنار تیم حضور داشتم . دیشب اولین بازیمون رو بردیم و انشاالله فردا شب هم بازی داریم . کلا تا اواسط شهریور فکر میکنم بازیها ادامه داشته باشه و خوبیش اینه که تیم قهرمان واسه مسابقات کشوری فکر میکنم در بهمن یا اسفندماه عازم قشم خواهد شدکه انشاالله تیم ما قهرمان میشه و من هم در کنار سایر بچه ها سالم و سلامت به مسابقات کشوری خواهیم رفت .

یونس کوچولومون هم که پریشب با مادرش رفتیم و نزدیک 80000 تومان واسش خرید کردیم که یه شهربادی ماشین شکله پر از توپه که خداییش شاه پسرمون خیلی حال میکنه . خداروشکر

ماه مبارک رمضان هم درحال سپری شدنه و خداروشکر تا الان به جز یک روز توفیق روزه داری رو داشتیم البته اگه قبول باشه البته آرزو تموم و کمال گرفته همه رو .... خداروشکر ماه خوبیه و زیاد شابد بگم اصلا سخت نمیگذره ...........

راستی آرزو خواستم بگم خیلی گلی و واقعا دوستت دارم .........


امید : 12 مرداد 1390 :

سرور عزیز واقعا ازت ممنونم که وب ما رو پیگیری می کنی. واقعا ممنون که خوشحال شدی واسه قبولیم . انشاالله به زودی نتایج ارشد رو بزنن و بیای اینجا و قبولیت رو به ما بگی و ما رو خوشحال کنی .آره نذری که کردم رو حتما انجام خواهم داد انشاالله .

این روزها واقعا خوشحالم به واسطه قبولیم . خیلی به این قبولی نیاز داشتم . واقعا تلاشمو کرده بودم و خب خدا رو شکر نتیجه گرفتم و واقعا درسته که از تو حرکت از من برکت ........... الان بامداد دومین روز ماه مبارک رمضونه و من خوابم نمی بره . طفلک آرزو غذا درست کرده و خوابیده و من منتظرم تا ساعت 3 اینترنت بازی و بعدش هم سحری و ....... فردا ساعتهای 2 یا 3 ظهر آرزو وقت اکو داره . بله اکوی قلب . متاسفانه آرزو بعد از زایمان و عمل صفراش که در مدت 15 روز انجام گرفت یه مقدار نفسش کوتاه شده و بعضا نفس تنگ میشه . البته بیشتر مواقعی که عصبی میشه و اونم از دست یونس معمولا چون واقعا اذیتش میکنه . البته بچس چیکار میشه کرد . امیدوارم اکوی قلبش انجام بشه و به بزرگی خدا هیچ مشکلی نداشته باشه و حداکثر با یه داروی سطحی سلامتی کامل خودش رو بدست بیاره ..... انشاالله ...


دوشنبه 10 مرداد 1390

رشته حسابرسی قبول شدم

   نوشته شده توسط: امید و آرزو    نوع مطلب :تحصیلات ،ایام خاص ،

امید : 10 مرداد 1390 :

نمی دونم با چه مقدمه ای شزوع کنم و شرح حال درون خودم رو بنویسم اما همونطور که آرزوی عزیزم گفتن دانشگاه قبول شدم خدارو شکر . دقیقا همون رشته ای که می خواستم قبول شدم . کاردانی به کارشناسی و اونم رشته حسابرسی که برای اولین بار هست در کشور در دانشگاه علمی کاربردی دانشجو میگیره رو قبول شدم . خدایا هزار مرتبه شکر . باور کنید من به این قبولی نیاز داشتم و خیلی چیزها هم برای من و هم برای دیگران نسبت به من تغییر کرد . خسته شدم از بی درسی . انشاالله اول مهر میرمو بازم درس و کارت دانشجویو انتخاب واحد و همکلاسی ها و....... عاشق تموم این واژه ها هستم . نمی دونم حریصم به درس خوندن به جون یونس. ازهمه مهمتر اینکه همسر گلم از خوشحال بغض کرد و تموم چشماش اشکی شد و البته خودم هم همینطور . خدایا هزار مرتبه شکرت . خدایا قول میدم به عشق همسرم درسامو توپ بخونم و طوری بخونم برای شاگرد اولی . قسم میخورم واقعا درس بخونم و لحظه هامو پای درسهام بگذارم . انشاالله . انشاالله به زودی قبولی آرزو در ارشد دانشگاه آزاد رو خبر دار بشم و به امید خدا یه روزم قبولی خودم در آزمون ارشد در رشته مورد علاقم.......... بازهم هزار مرتبه شکر خدا . خدایا ممنون از اینکه درکم کردی و شرایطمو تغییر دادی ...........


یکشنبه 9 مرداد 1390

یه خبر توپ

   نوشته شده توسط: امید و آرزو    نوع مطلب :ایام خاص ،تحصیلات ،

آرزو :9 مرداد 1390 :

تقریبا 15 دقیقه پیش زن داداشم به ما خبر داد که نتایج امید رو زدن ما هم با یه استرس و هیجان عجیبی اومدیم پای سیستم و دیدیم که امید گلم قبول شده به خدا از خوشحالی دو تاییمون بغض کرده بودیم واقعا خوشحالم که امید گلم حسابرسی (کار دانی به کارشناسیشو ) قبول شد.واقعا امید گلم مبارکت باشه و انشا الله تا دکترا و بالاتر

راستی 4 روز مونده به تولدم که امید گلم هدیه منو داد.خدایا شکرت


تعداد کل صفحات: 2 1 2