تبلیغات
روز شمار - مطالب فروردین 1392
پنجشنبه 29 فروردین 1392

طب سوزنی

   نوشته شده توسط: امید و آرزو    

آرزو :29 فروردین 1392 :

یه هفته ای میشه تصمیم گرفتم واسه لاغری برم طب سوزنی بالاخره امروز عملی شد و رفتم.وزن فعلی 68 کیلو و باید بشم 52 تا 56 کیلو..

البته واسه یه هفته یه دستور غذایی هم داده.3 تا سوزن زد تو گوشم و 15 دقیقه بود و روش چسب زد و گفته هر نیم ساعت قبل از غذا 60 ضربه بزن.باید ببینم چی میشه گفته اگه همه چیزو رعایت کنم 3 ماهه وزن کم میکنم.

امیدوارم نتیجه بگیرم.....


پنجشنبه 29 فروردین 1392

مریضی بابابزرگ

   نوشته شده توسط: امید و آرزو    نوع مطلب :عمومی ،

آرزو :29 فروردین 1392 :

سلام و تبریک عید و سال جدید

میدونم خیلی دیر اومدم واقعا وقت نکردم و درگیر بودم.روزهای خیلی خوبی رو از لحاظ روحی سپری نمیکنیم.پدر بزرگ یه عمل داشتن و تقریباالان دو هفته است در ای سیو هستن و اصلا حال و روز خوبی ندارن.اوضاع روحی مناسبی هیچ کدوممون نداریم چون بنده خدا خوبه خوب بودن.فقط توکل کردیم به خدا.....

از تموم کسائی که وبلاگ مارو میخونن فقط وفقط التماس دعا دارم و بس...


جمعه 23 فروردین 1392

توصیف سفر کرمانشاه - حضور یافتن در کنار اسرا خانم کرچویی

   نوشته شده توسط: امید و آرزو    نوع مطلب :سفرهامون ،

امید : 22 فروردین1392 :

در ظهر جمعه 22 فروردین ماه به سر می بریم... تقریبا 12 روزه از کرمونشاه برگشتیم و باید بگم این سفر تقریبا 11 روزه واقعا خوش گذشت و لذت بخش بود مخصوصا اینکه در کنار خانواده عزیزم بودیم .... به ما که خیلی خوش گذشتبه اونها هم انشاالله همینطور ....در شرح سفرمون باید بگم فامیلا واقعا زحمت کشیدن و خونه خالم و دایی جوادم و همچنین عمومی عزیزم هم ما رو به بیرون از شهر بردن جهت صزف کباب و ..... خیلی زحمت کشیدن .. مادرم و پدرم که کولاک کردن و خدایشش عالی بود .... الهی من فدای مادر و پدر عزیزم بشم .. راستی مادرم گلم الان دردش به جونم توی سفر کربلا به سر می برن به همراه خاله عزیزم .... امیدوارم بهشون خوش بگذره ... انشاالله ....

یک از روزهایی که در کرمانشاه به سر می بردیم به شهر سنندج رفتیم و به روستای حسن آباد و بعد اون روستای کرجو رفتیم .. در این روستا که در پایین تین نقطه منطقه غرب سنندج بود و پس از 45 دقیقه رانندگی بسیار سخت و پر پیچ و خم از سنندج به این روستا رسیدیم ... خانمی به نام اسرا خانم در این روستا بودن و ایون با داشتن یه قدرت الهی و شایدم انرژی درمانی و.... که نمی دونم اما با قدرتی که داشتن به شفای هر نوع بیماری می پرداختن ... هرکسی پیششون میرفت می گفتن باید همون لحظه خوب بشی و الا فایده ای نداره ... اگر نتیجه میگرفتی مبلغ 15000 تومان میگرفتن و اگرم نه و راضی نبودی نمی گرفتن ... برادر ایشون میگفتن در سال 83 که ایشون 14 سالشون بوده روزانه 10000 نفر رو پذیرش میکردن و در واقع فیلمی که گرفته بودن و جهت نمایش در پذیرایی خونشون گذاشته بودن گویای این امر بود .... خلاصه اینکه نمی دونم قدرت ایشون چیه اما واقعا جالی بود .. هم همسرم رفت و هم مادرم و هم داداشم نزد ایشون رفتن و البته ظاهرا تا الان که می نویسم نتیجه گرفتن ... خلاصه جالب بود در مجموع ..... من این خانم رو دیدم و در توصیف ظاهر و شمایل ایشون باید بگم واقعا زیبا رو بودن و فوق العاده خانمی زیبا رو در مقابل خودتون با مشاهده ایشون میدیدید.... بگذریم خلاصه سفر خوبی بود . در این سفر یونس از اول بد قلق بازی در آورد اما بعد از 4 روز نسبتا خوب شد .... امیدوارم تن پدر و مادرم همیشه سالم و سلامت باشه و ما هم بتونیم همیشه در کنارشون باشیم.....


چهارشنبه 7 فروردین 1392

همچنان در کرمانشاه به سر می بریم

   نوشته شده توسط: امید و آرزو    نوع مطلب :سفرهامون ،عمومی ،

امید : 8 فروردین 1392 :

جای همه دوستان خالی ما هم اکنون در کرمانشاه به سر می بریم .... به زودی میام و ماجرای اسرا خانم در کرجوی سنندج رو واستون خواهم نوشت ....یه دختر متفاوت .... حتما منتظر باشید.... توی این مدت خونه خاله عزیزم دعوت بودیم و فردا هم خونه داییم دعوت هستیم ...عمو علی عزیزم هم زحمت کشیدن ما رو دعوت کردن و با کل بچه هاشون و نوه هاشون به همراه خانواده من رفتیم بیرون باهاشون .............. و خداییش خوش گذشت.....  خداییش یونس اذیتمون نمی کنه اما بعض اوقات میزنه کلش و تا جایی که میتونه رو نرومون راه میره و خلاصه یه جورایی ..... امیدوامراین چند روز باقی مونه هم بگذره و یونس دیگه ما رو اذیت نکنه و بهمون خوش بگذره ............همونطور که میگذره ... انشاالله ..............


پنجشنبه 1 فروردین 1392

سال نو مبارک ....... سال تحویلی متفاوت در جاده

   نوشته شده توسط: امید و آرزو    نوع مطلب :سفرهامون ،ایام خاص ،

امید : 1 فروردین 1392 :

سلام میکنم خدمت تمامی دوستان همیشه همراه و عرض تبریک به مناسبت فرا رسیدن سال جدید و بهاری دیگر.... سا نو رو سال 1392 رو به همه همراهانمون و همه ایرانیان عزیز در سراسر دنیا تبریک و تهنیت عرض میکنم ..امیدوارم سال پر برکتی واسه هممون باشه... سالی که گذشت قطعا سالی پر مخاطره و پر از مشکل بود در کشور عزیزمان ایران اما امیدوارم امسال رو با تغییر در کشور منظور از لحاظ اقتصادیه و .....  رویرو باشیم و مشکلات تمام مردم عزیزمان رو حل شده ببینیم .... جاتون خالی الان در شهر کرمانشاه به سر میبریم و جالب اینکه ما سال تحویل رو در 130 کیلومتری شهر کرمانشاه از طرف ملایر به سمت کرمانشاه گذروندیم و سال جدید رو در سفر بودیم چرا که جاتون خالی رو 29 اسفند با قطار به سمت ملایر اومدیم و کلا این سفر رو با قطار اومدیم و خواهیم رفت....انشاالله تا 10 فروردین در کرمانشاه هستیم .... بابا و داداشم زحمت کشیدن پس از رسیدن به ملایر به دنبال ما اومدن و یه 2 ساعتی رو تا کرمانشاه در سفر بودیم ومادر هم در خونه منتظر ما و این بود که سال تحویل در ماشین بودیم و البته در جاده .... امروز هم چند جا عید دیدنی رفتیم و خداروشکر خیلیا رو زیارت کردیم... جاتون خالی واقعا... مامان و بابا واقعا زحمت کشیدن و ازشون ممنونم بابت زحماتشون.....خلاصه اینکه فعلا در کرمانشاه هستیم و آرزو میکنم سال خوبی رو سپری کنید ........راستی از شبنم و تمام دوستان که زحمت تبریک عید رو کشیده بودن کمال تشکر رو دارم ....