تبلیغات
روز شمار - مطالب بهمن 1392
پنجشنبه 24 بهمن 1392

ولنتاین مبارک

   نوشته شده توسط: امید و آرزو    نوع مطلب :عمومی ،

آرزو :24 بهمن 1392 :

ولنتاین رو به تموم عاشقها تبریک عرض میکنم علی الخصوص به امید عزیزم رفیق و همراه زندگیم.امسال به مناسبت امروز یه کیک خوشگل سفارش دادم واسه امید عزیز نتونستم چیزی که مد نظرم بخرم واسه اینکه یه خرده از لحاظ مالی کم اوردم و ترجیحا یه کیک به مناسبت امروز خریدم
البته امروز امید دیر میاد خونه با دوستاش نهار باغ دعوت هستن و من تا بعدازظهر با یونس عزیزم تنهام تا امید بیاد.
دعای همیشگی:خدای مهربونم نگاهتو از زندگیم برندار و روز به روز عشقمونو به هم بیشتر کن در کنار کوچولوی نازمون
تقدیم به امید (ششمین ولنتاین)


سه شنبه 22 بهمن 1392

فارغ التحصیل شدم

   نوشته شده توسط: امید و آرزو    نوع مطلب :تحصیلات ،

امید : 22 بهمن 1392 :
روز گذشته رفتم و کارهای تسویه دانشگاه رو انجام دادم و برگه فارغ التحصیلی رو پر کردم و همه امضاهاشو گرفتم . البته من پریروز رفتم اما دیروز کارم راه افتاد چون وقتی رفتم قسمت مالی ایشون به من گفتن نزدیک 800000 تومان بدهکارم . طبق تصویبی قانون مبنی بر پرداخت کلیه شهریه فرزندان شهید و جانباز قرار بود کل هزینه دانشگام پرداخت بشه اما وقتی رفتم گفتن دو ترم رو بیشتر نداده . شانس آوردم ترم اول رو خودم پرداخت کردم . خلاصه 800 تومان بدهکار شدم . سریعا به بنیاد رفتم و گفتن ما پول نداریم باید وایسی اگه عجله نداری تا پول بیاد . منم اصلا نمیخواستم مدرکم طول بکشه تصمیم گرفتم بدهی رو پرداخت کنم تا مدرکم زودتر بیاد . به هر صورت همسرم آرزو محبت کرد و توی این شرایط بی پولی که برامون ایجاد شده تنها دستبندشو برام فروخت و بدهی ای که ما رو غافلگیر کرد رو پرداخت کردیم . ازش ممنونم . ممنونم که توی زندگی همکاری میکنه امیدوارم جبران کنم واسش.به امید خدا اوایل اسفند میرم و یه گواهی پایان تحصیلات از دانشگاه میگیرم . مدرک موقت هم فکر میکنم حدودای تیرماه سال آینده میاد . به هر صورت تموم شد دوران کارشناسی بنده . خدایا شکرت..


امید : 11 بهمن 1392 :
تقریبا اوایل بهمن ماه 1392 بود که خبر بسیار مهمی در صدر تمام خبرگذاری ها منتشر شد مبنی بر نجان یک پسر بچه سوریه ای در زیر آور حاصل از حملات موشکی در کشور سوریه .دیدن این ویدیو رو بهتون توصیه میکنم . واقعا معجزه خدا رو میشه در این ویدیو دید به وضوع و به عینه......آیا به راستی حق این بچه اینست که پدر ومادر خود را به واسطه دشمنی های ابرقدرتها یا دوسته درگیر از دست بدهد و خود او نیز چنین وضعیتی را تحمل کند ؟در زیر ویدیوی مربوط به این جنایت علیه انسانیت و معجزه ای در پس اون رو می تونید مشاهده کنید .

[http://www.aparat.com/v/Caf3j]


امید : 11 بهمن 1392 :
جای همه عاشقا خالی .دیشب من و همسرم و پسر گلمون باهم به حرم امام رضا رفتیم و با وجود اینکه را های ورودی حرم رو تغییر دادن گفتم هر طور شده باید بریم داخل خلاصه وارد حرم شدیم و مثل همیشه آسمان روی حرم رنگی روشن و پر نور رو در نگاه همگان به نمایش گذاشته بود .. واقعا حس بسیار خوب و عالی ای بود . خیلی خوش گذشت ... از اما رضا خیلی کمک خواستم توی راه زندگی کنارمون باشه . ای خدا تورا به حرمت حضرت رضا و پاکی او به همه فرصت داشتن یک زندگی سراسر شاد و آرام رو بده ..... یا رضا ممنونم که مارو دعوت کردی ....

[http://www.aparat.com/v/rCaRx]


چهارشنبه 9 بهمن 1392

بالاخره درسم تموم شد

   نوشته شده توسط: امید و آرزو    نوع مطلب :تحصیلات ،

امید : 9 بهمن 1392 :

بالاخره در مورخ 30 دیماه آخرین امتحانمو دادم و در این ترم فارغ التحصیل شدم ... خدارو شکر .. واقعا دیگه حوصله درس خوندن نداشتم ...خیلی دوست داشتم معدل کلم 17 به بالا بشه اما متاسفانه از بابت کوتاهیی استادم معدلم 95/16 شد ... میدونید چرا میگم کوتاهی استادم ؟ چون ایشون کارورزی به من با وجود کلی زحمت که بابتش کشیدم و اونو تکمیل کردم به من 5/17 دادن این درحالی بود که اگر همون نمره 20 رو که به خیلیا الکی داده بودن به من میداد معدلم الان 02/17 صدم میشد ... شماره استاد رو گیر اوردم و باهاش صحبت کردم ... ایشون به من گفتن فلانی من اصلا نمره الکی به کسی نمیدم ..ایمیل منو گرفت و کلیه مطالب منتشره در کنفرانس دانشگاه الزهرا رو در تهران رو برام ایمیل کردن و گفتن اینا رو پرینت میگیری و کتابی میکنی تا بهت نمره رو بدم .در واقع ایشون از من به واسطه نیازم به نمره میخواستن بیگاری بکشن ..من اول گفتم باش بعد رفتم ایمیلو چک کردم دیدم با کتابی کردنش چیزی حدود 300 هزار تومان باید هزینه کنم . بهشون اس ام اس دادم و گفتم استاد من یه کارمند ساده ام و الان دم عید هستم و این پولو که بخوام الان هزینه کنم الان واسه نیازم قرار میدم و این کار رو انجام نمیدم . جوابی ازشون نگرفتم و چندباری هم به سایت سر زدم و دیدم نمره رو تغییر نداده گفتم شاید دلش بسوزه اما خیلی عوضی تر از این حرفا بود مردک سوء استفاده کن ..... به هر صورت درسم تموم شد و خوشحالم البته هنوز باورم نمیشه ... امیدوارم زودتر مدرک موقتم بیاد و اونو تحویل اداره بدم تا برام ثبت بشه و شکر خدا ....


امید : 9 بهمن 1392 :

بعد از اینکه تصمیم به دوباره فعال کردن وبلاگ گرفتیم . لازم دونستم همونطور که در پست قبل گفتم دو پست بسیار مهم رو که در این چند روز اخیر اتفاق افتاد واسمون رو در وبلاگ قرار بدم .اول اینکه باید بگم سالگرد ازدواجمون در 7 دیماه بود و در این تاریخ آرزو زحمت کشیده بود و یه سورپرایز باحال برام داشت .منو در این روز برام شام به رستوران اطلسیه که اولین رستوران شیشه ای در کشوره و در واع دارای سقف شیشه ای هستش و در نزدیکی الماس شرق و طبقه فوقانی مجتمع وصال قرار داره دعوت کرده بود .. از قبل هماهنگی های لازم رو انجام داده بود و البته ما یونس رو اینجا نبردیم وخواستیم در کنار هم باشیم .خلاصه اینکه منم بعد از وارد شدن به اونجا دیدم یه میز رو کامل با شمع و ... برامون آماده کردن و دور تا دور میز هم بادکنک های رنگی پرشده با گاز که بتونن برن و لای سرمون قرار بگیرن .. یه چتر بزرگ هم از بالا کل میز رو احاطه کرده بود ووو بعد از رسیدن به اونجا و ذوق زدگی من و مهمان نوازی مسئول محترم این رستوران ...اول کیک رو برامون اوردن یعنی کیک سالگرد ازدواجمون... لازم به ذکره ما در این تاریخ وارد ششمین سال زندگی مشترکمون شدیم ... جاتون خالی شام هم شیش لیگ و ماهیچه با سلف سرویس و چای  و شیرینی و .... بود .. واقعا ارزو سورپرایز کرد منو ...... ضمنا کادو ازدواجون هم یه آمینو اسید 250 تایی یونیورسال بوئد که به من هدیه کرد و من هم خب یه وجه ناچیزی رو به همسرم کادو دادم... شب بسیار خوبی بود . تو این شب ما تصمیماتی رو گرفتیم و قول هایی رو برای سال جدید به هم دادیم .... خدارو شکر همه چیز خوب بود ..... خدایا بابت لحظه های شادمان همیشه ممنونیم و لحظه های غم و اندوه را برای ما و در کنار ما و برای عزیزان ما قرار مده......


تعداد کل صفحات: 2 1 2