تبلیغات
روز شمار - مطالب مرداد 1393
یکشنبه 26 مرداد 1393

اولین پست با موبایل

   نوشته شده توسط: امید و آرزو    نوع مطلب :عمومی ،

امید : 26 مرداد 1393:
الان برا اولین باره که دارم با موبایلم و با کروم پست میدم . خوشحالم مشکل فلش پلیر بروزر کروم حل شد . منبعد سعی میکنم بیشتر دردخدمت وبمون باشم و مطلب بزنم . 


امید :  24 مرداد 1393 :

امروز تصمیم گرفتم بیام و یکم از خودمون بنویسم .در پست های قبلی ابراز ناراحتی کرده بودیم که روزگارمون یه جورایی تلخ و ناراحت کننده در حال گذران هست . خدارو شکر این مشکلات کمتر شده .یه روزی میامو کامل و کامل می نویسم در موردش . الان اصلا بهش فکر نمیکنم . از یونس بگم که  حدود 20 روزی بود که درگیر آبله مرغونش بود . پسرمون آبله مرغون گرفت اونم از دایی امیرش . البته خوشحال شدیم از اینکه زود گرفت و از طرفی هم نارااحت که طفلک اینقدر بدنش ریخت بیرون که متاسفانه خیلی سوزش توی بدنش ایجاد میشد . خدارو شکر تموم شد اما هنوز تو موهای سرش زخم های آخرینش وجود داره .
از سفرمون به ساری بگم . شب قبل از عید فطر به همراه پدرزن و مادر زن و مادر بزرگ همسرم  جهت عوض شدن حال و هوامون به سمت ساری به راه افتادیم و خدارو شکر یه 4 روزی رو در کنار سواحل دریای خزر در یکی از هتل های کنار دریا در اطراف ساری گذران کردیم . جای همه خالی بود . سفر خوبی بود . اینکه دور هم بودیم خیلی عالی بود .... 
از کارم بگم که یه دوماه و خورده ای میشه مشغول یه کار جدید هستم که سه روز از بعد از ظهرهام رو به خودش اختصاص داده . اینی که میگم 3 روز این 3 روز تا شب درگیرم . ماهیت کار رو نمیگم جسارت نشه اما همونقدر بگم که اینقدر کار میکنم و مزد به اندازه زحماتم رو نمیگیرم . اینه که 3 روز پیش به همکارم گفتم که با صاحبکارم صحبت کنه اگر حقوقمو بیشتر نمیکنه من دیگه نمیرم . این کلاس گذاشتن یا طاقچه بالا گذاشتن نیست به خدا . درواقع دیدم به نوعی دارم حمالی میکنم توی کار و قدر کار بنده رو نمیدونن . اینه که گفتم اگر بیشتر نکنه حقوق رو دیگه نمیرم .

خلاصه اینکه روزگار در حال سپریه .ماهم داریم جلو میریم . خدارو شکر میکنم بابت همه چیز  . دعا کنید زندگیمان به ظرایط آرمانی قدیم برگرده . نه اینکه مشکلی بزرگ وجود داشته باشه نه اما مسایلی هست که در اطراف زندگیمان ( مسایل فامیلی ) که تاثیرش بر زندگی ما سایه انداخته . 




جمعه 24 مرداد 1393

سخنی با یکی از همراهان همیشکی وبلاگمون

   نوشته شده توسط: امید و آرزو    نوع مطلب :با شما ،

امید : 24 مرداد 1393 :

سلام به مجتبی عزیز . مجتبی کسیه که از روز اول که وبلاگمون ثبت شد همراهمون بوده . الانم واسمون کامنت گذاشته بود و گفته بود منو میشناسی ؟ من کسی هستم که از اول با شما بودم . اره عزیز دقیقا یادمونه . گفتم یه پست اختصاصی واست بذارم و ازت تشکر کنم .. ممنونم از لطفت داداشم.