تبلیغات
روز شمار - مطالب امید و آرزو
جمعه 13 بهمن 1396

امید و قهوه

   نوشته شده توسط: امید و آرزو    

آرزو: ۱۳ بهمن ۱۳۹۶

تقریبا یه چند وقتی میشه امید شدیدا اعتیاد اورده به قهوه و یه کافی لاور واقعی شده اونم قهوه از نوع اسپشیالیتی همون قهوه های دمی.امید وقتی یه کاری رو شروع کنه و علاقه مند بشه تا اخرش میره و حتی در این مورد کتاب نوشت که پر فروشترین شد و خلاصه امید عزیزم با مطالعه و امتحان کردن تمام قهوه ها یه پا استاد شده واسه خودش اما هنوز مغازه ای چیزی نزده و فعلا فقط قهوه میخوره و هزینه میکنه.


جمعه 13 بهمن 1396

روزگار مثل برق و باد میگذره

   نوشته شده توسط: امید و آرزو    

آرزو:۱۳ بهمن ۱۳۹۶

اومدم تلگراممو چک کنم که یهو دستم اشتباهی خورد روی گوشی و وبلاگمون باز شد و منم شرمنده شدم حسابی اخه خیلی وقته بهش سر نزدم.

یه جورایی گرفتارم بس که بدو بدو دارم یونس عزیزم که کلاس دومه و شدیدا وابسته به من تا من نشینم اصلا خبری از مشق نیست که متاسفانه خودم وابستش کردم و عادتش دادم و الان شدیدا پشیمونم بردیا هم تازه رفته تو ۱۱ ماه و دردسرا و رسیدگی خاص خودشو داره و در کنار این دو تا عشق اداره و خونه و زندگی و امید عزیز خلاصه یه جورایی تایم سر زدن و مطلب گذاشتن به وبلاگ رو از من گرفته.امروز جمعه است امید عزیز در کرمانشاه هست و پیش ما نیست.پنج شنبه زنگ زد گفت بلیط لحظه اخری گیر اورده و داره میره اونم یهویی البته با ۶۵ تومن که خدایی ارزونه نسبت به روزایی که ۳۰۰ پول بلیط میشه یا ۱۷۰ و این قیمتها که شدیدا متغیره.


دوشنبه 9 مرداد 1396

امروز 9 مرداد 96 شروع می کنم

   نوشته شده توسط: امید و آرزو    نوع مطلب :ایام خاص ،

امید : 9 مرداد 1396 :

امروز روز شروع دوباره ست . تا پست بعدی ......


دوشنبه 9 مرداد 1396

دلم تنگ شده برای نوشتن از خودمون

   نوشته شده توسط: امید و آرزو    نوع مطلب :عمومی ،با فرزندمان ،سفرهامون ،

امید :9 مرداد 1396 :

از آخرین مطلبی که در وبلاگمون نوشتیم تقریبا 130 روز میگذره . تو این مدت بردیای عزیزم بزرگ شده و  فردا به لطف خدا میره توی 6 ماه از وجود بابرکتش در زندگیمون . یونس هم خدا روشکر همه جوره خوب و عالی شکر خدا . 

یکم خوب نیستم . یکم اوکی نیستم . اخیرا یه پروژه کاری برداشتم و با موفقیت روبرو نشد و یکم افسردگی کاری گرفتم اما خب قطعا با گذشت زمان همه چیز درست میشه . اما کلا روحیم خوب نیست و خب می خوام اصلاحش کنم . چند روز پیش تولد یونس بود . و با خودم عهد کردم به عشق یونس یه تحول عظیم در زندگیم ایجاد کنم . و یه شروع دوباره ...  شروعی با تغییر در خیلی از روحیاتم و اخلاقیاتم ....

راستی تو تیرماه یه سفر چند روزه باماشین داشتیم به شمال و کرمانشاه . به کلاردشت و ساری رفتیم و بعد چهار روز توقف به کرمانشاه رفتیم . خداروشکر عالی بود ..... 


سه شنبه 1 فروردین 1396

عید نوروز ۱۳۹۶ مبارک

   نوشته شده توسط: امید و آرزو    نوع مطلب :عمومی ،

سلام به همه دوستان عزیز امروز روز عید نوروز و تبریک میگم عید نوروز رو به همگی.


ما امسال در کنار یونس و بردیا عید نوروز را جشن گرفتیم.متاسفانه نشده بود بیایم بنویسیم. امسال دهم اسفند ماه ما صاحب بردیار شدیم.

بردیا هجدهم اسفند ماه به دنیا آمد و ما خانواده ۴ نفری شدیم .الان که دارم مینویسم بردیا داره گریه می کنه خیلی زیاد متاسفانه شبها تا صبح بیداره اما خب سالمه خدا رو شکر.

امیدوارم سال خوبی باشه برای همه و برای خانواده من . سعی می کنم وبلاگ رو به روز نگه دارم. علی الحساب نوشتم اینها رو .... به زودی میام و کامل می نویسم .


جمعه 2 مهر 1395

نی نی دوممون تو راه

   نوشته شده توسط: امید و آرزو    نوع مطلب :عمومی ،

ارزو: ١ مهر ١٣٩٥

سلام به همه همراهان عزیز

تقریبا ٤ ماهی میشه باردارم و جنسیت نی نی صد در صد مشخص نیست ولی از خدا میخوام هرچی باشه فقط سالم باش

یونس هم كه شده كلاس اولی مامان

جشن شكوفه ها برگزار شد و از شنبه ٣ مهر میره مدرسه

واسش ارزوی موفقیت میكنم

ما هم روزگار رو به خوبی و خوشی سپری میكنیم

خدارو شكر


تعداد کل صفحات: 115 1 2 3 4 5 6 7 ...