تبلیغات
روز شمار - مطالب به غیر خودمان

امید : 11 بهمن 1392 :
تقریبا اوایل بهمن ماه 1392 بود که خبر بسیار مهمی در صدر تمام خبرگذاری ها منتشر شد مبنی بر نجان یک پسر بچه سوریه ای در زیر آور حاصل از حملات موشکی در کشور سوریه .دیدن این ویدیو رو بهتون توصیه میکنم . واقعا معجزه خدا رو میشه در این ویدیو دید به وضوع و به عینه......آیا به راستی حق این بچه اینست که پدر ومادر خود را به واسطه دشمنی های ابرقدرتها یا دوسته درگیر از دست بدهد و خود او نیز چنین وضعیتی را تحمل کند ؟در زیر ویدیوی مربوط به این جنایت علیه انسانیت و معجزه ای در پس اون رو می تونید مشاهده کنید .

[http://www.aparat.com/v/Caf3j]


پنجشنبه 20 مهر 1391

اولین و آخرین غیبت طولانی امید

   نوشته شده توسط: امید و آرزو    نوع مطلب :عمومی ،ایام خاص ،با فرزندمان ،تحصیلات ،به غیر خودمان ،

امید : 20 مهر 1391 :

امروز تقریبا یعنی میشه گفت دقیقا 50 روزه که من به وبلاگ حتی سر نزدم .نمیدونم چرا ؟ اما یه دلایل و توجیهاتی در این باره دارم که برای خودم محفوظه .شاید یه سری مشکلات و ..... فکری که باعث شد منو از وبلاگ دور کنه .....البته من بارها و بارها به آرزو گفته بودم که به واسطه مسائلی در مورد شاید بهتره بگم حول و حوش مسایل خانوادگی اصلا رقبت به نوشتن وبلاگ نداشتم و نه اشتباه نکنید این مسایل اصلا ربطی به آرزو نداره اما به هر صورت توی این شهر غریب برای من یه سری چیزا سخت تموم میشه و فکرمو عجیب مشغول میکنه.....

بگذریم نمیدونم باید از وبلاگمون عذر بخوام یا نه اما هر طور هست ازش معذرت میخوام که 50 روزه از اون دور هستم و البته ناراحتم بابت این موضوع اما شاید باید نمیومدم .توی این 50 روز اتفاقات خوبی برای من رقم خورد من جمله اینکه روی به رشته پرورش اندام آوردم و خب الان تقربا 45 روزه که همونطور که آرزو در پست های قبلی گفته شروع به تمرین کردم و با برنامه های برادر خانمم که به نوعی مربی گری من رو در دست داره تقریبا هر روز تمرین دارم . ناگفته نمونه روز 1 شهریور هم رفتم خون دادم و خونمو تمیر کردم . شاید بگید منظورت چیه ؟ خب میدونید که من نزدیک 7 سال تموم میانگین روزی یه قلیون شاید 2 روز یه قلیوئن میکشیدم اما خدا روز شکر با عهدی که کردم از تقریبا روز تولم یعنی 24 تیر دیگه نکشیدم و پشت بندش خون هم دادم و ورزش رو هم شروع کردم . خیلی خوشحالم بابت این موضوع . در کنار ورزش هم از پروتئین های اصلی و مورد نیاز بدن با مشورت امیر استفاده میکنم و امیدوارم بتونم و قطعا می تونم نتایج مثبتی و قابل قبولی رو با تلاش فراوان در این رشته ورزشی بگیرم و به عنوان رشته ورزشی همیشگیم اونو ادامه بدم.

از دانشگاه بگم . این ترم 15 واحد دارم و خب تقریبا هر روز هفته رو دانشگاه میرم و امیدوارم هر چه زودتر این ترم هم بگذره . می دونید توی دانشگاه دوستان خوبی دارم . در واقع ما یه تیم تقریبا 8 نفره رو داریم که متشگل از 3 آقا و 5 خانم هست که توی ما یک زوج هم هستن که اتفاقا امشب مهمون ما هستن و دعوت هستن در منزل ما و تا ساعاتی دیگه تشریف میارن قطعا انشاالله .از این تیم 8 نفره بگم که از ترم اول از لحاظ درسی و دوستی دانشگاهی باهم بودیم و خدا روشکر عین خواهر و برادر روی هم حساب میکنیم . برای یادگاری اسامیشون رو ذکر خواهم کرد. آقای جلالی تقریبا 48 سال . محمد 27 ساله . خانم غلامی 30 ساله . خانم جعفری 28 ساله . خانم منفرد 30 ساله . خانم عامل 45 ساله . خانم صبور 27 ساله و کوچولوی توشون من 26 ساله . امیدوارم در ادامه راه دانشگاه این دوستان بتونن هم از لحاظ دوستی دانشگاهی و هم از لحاظ درسی تاثیرات مثبتی رو در هم ایجاد کنند.

از همسرم بگم که این روزها بنده خدا یه مقداری ناراحت قبول نشده در آزمون ارشد هستش که به نظر من ناراحتیش بی مورده چون من بر این باورم آرزو اصلا زحمت نکشید و از الان باید تلاش کنه و اگه تلاش کرد می تونه نتیجه بگیره . امیدوارم درک کنه که باید از همین الان شروع کنه و برنامه ریزی کنه ..... من هم سعی میکنم کمکش کنم . الته من که معمولا هر روز تا 9 یا 10 شب نیستم و اون میتونه از این شرایط در این ترم من استفاده کنه و بهترین نتایج رو بگیره واسه برنامه ریزی درسیش... امیدوارم به زودی به خودش بیاد و شروع به خوندن کنه .....من هم مثل همیشه خاک زیر پاهاشم و با دنیا عوضش نمی کنممممممممممم .. امیدوارم درک کنه و همیشه افکار منفی رو در خودش از بین ببره تا همیشه مثل الان زندگی شیرین باشه واسمون.....

از یونس بگم که این روزها کاملا شرو شور شده و باید بگم ماشاالله واقعا با نمک شده . ضمنا این روزها اگه بگی بالای چشات ابروئه دیگه انگار بد گفتی و مشاهده شده اومده پشت سر باباش به مامانش چوقولی کرده . خلاصه پسرمون این روزها خیلی با مک شده و امیدوارم هر لحظه تنش سالم باشه و شاد باشه وو اینکه تقریبا حرف میزنه اما نه کامل و به طوری که ما می فهمیم 90 درصد حرفهاشوووو.

بریم سراغ اوضای مملکت . نمیدونم از کجا شروع کن اما از وضعیت تاسف بار اقتصادی در کشور میگم که متاسفانه ارزش پول ما هیچ شده و در بین 141 کشور بی ارزش ترین پول رو داریم . ایرانی که همیشه یک کشور خاص بود در دهه های گذشته الان به روز افتاده که دلار در این کشور از مرز 39000 ریال میگذره و این جز تاسف هیچی رو سبب نمیشه . از هفته آینده بلیط هواپیماها 50 درصد گرون میشه طبق گفته مسئولین ذیربط و این در حالیه که اونها گفتن اگر قیمت سوخت تغییر نکنه و الا 2 برابر خواهد شد بلیطهای هواپیما...... از هرچی بگم کم گفتم از برنج پاکستانی که شاید بدترین برنج داخل کشور بعد از تایلندی و این برنج رو باید تقریبا کیلویی 4700 تومان بخرید . 4700 تومانی که می تونستی بهترین برنج ایرانی رو در چند ماه گذشته بخری.... از 206 بگم که نرخ دیروزش 24300000 تومان بوده و در دیماه پارسال 13400000 قیمتش بود یعنی تقریبا 50 درصد گرونتر طی 8 ماه... و ..... نمیدونم تا کی ادامه داره این وضعین اما امیدوارم مسئولین اگر کاری از یتشون برمیاد حرکتی کنن هر چند فکر میکنم کار از این کارها گذشته و اقتصاد ایران به یک اقتصاد بیمار و ان هم از نوع بیمار روانی تبدیل شده.... امیدوارم خدا خودش رحم کنه به همه......خب این هم از پست امروز من . درسته دیر اومدم اما سعی کردم به نوبه خودم از همه چیز بگم.... قول میدم دیگه به موقع بیام.....


پنجشنبه 11 اسفند 1390

جایزه اسکار 2012 تقدیم به اصغر فرهادی و ملت شریف ایران

   نوشته شده توسط: امید و آرزو    نوع مطلب :به غیر خودمان ،

امید : 11 اسفند 1390 :

تقریبا 3 روز پیش بود که جناب اصغر فرهادی کارگردان موفق کشورمون افتخاری دیگر برای این مرز و بوم آفرید و برای اولین بار جایزه اسکار رو در سال 2012 به فیلم بسیار زیبای خودش یعنی "جدایی نادر از سیمین " اختصاص داد . همونطور که میدونید چند هفته قبل جایزه گلدن گلوب هم به این فیلم داده شد و واقعا از این بابت بسیار خرسند و خوشحالیم و هم به آقای فرهادی و هم سایر زحمتکشان این مجموعه و ملت ایران تبریک و تاسف خودم رو در مورد عدم تشکر و قدردانی مسئولین مربوطه و کشورمون اعلام میکنم . امیدوارم در سایر کارهاشون موفق باشند . ضمنا متن سخنرانی ایشان در مراسم اسکار رو در زیر مشاهده میکنید که موجب احساس غرور و سربلندی هر ایرانی خواهد شد :

متن سخنرانی اصغر فرهادی در اسکار 2012 :
ایرانیان بسیارى در سرتاسر جهان در حال تماشاى این لحظه‌اند. و گمان دارم خوشحال‌اند. نه فقط به خاطر یک جایزه‌ى مهم یا یک فیلم یا یک فیلمساز. آن‌ها خوشحال‌اند چون در روزهایى که سخن از جنگ، تهدید، و خشونت میان سیاستمداران در تبادل است نام کشورشان ایران از دریچه‌ى باشکوه فرهنگ به زبان مى‌آید. فرهنگى غنى و کهن که زیرگرد و غبار سیاست پنهان مانده. من با افتخار این جایزه را به مردم سرزمینم تقدیم مى‌کنم. مردمى که به همه‌ى فرهنگ‌ها و تمدن‌ها احترام مى‌گذارند و از دشمنى کردن و کینه ورزیدن بیزارند.



جمعه 5 اسفند 1390

مشکلات اخیر وبلاگ

   نوشته شده توسط: امید و آرزو    نوع مطلب :عمومی ،تحصیلات ،به غیر خودمان ،

امید : 5 اسفند 1390 :

نمیدونم از کجا شروع کنم اما بذارید اینطوری بگم . سلام متاسفانه نمیدونم چرا وبلاگمون دچار چنین مشکلی شد اگه بگم هک شده بود بازم بعضی از دوستان میگن خودتون بودید اگه بگم اشکال از سایت میهن بلاگ بوده که ..... بازم نمیدونم اما باید بگم تموم پست هامون در دی و بهمن و مقداری از آذر به کلی پاک شدن یعنی در واقع بهتره بگم عناوین اونها بود و فقط تموم متن هر پستی پاک شده بود . تا امروز وقت نکردم بیامو کل صحبت هامو بگم و بنویسم . مهمترین عناوین پست های قبل ما عبارت بودند از :

چهارمین سالگرد ازدواج : که توی این پست که در مورخ 6 دیماه ثبت شده بود ما از فردای اون روز یعنی رو سالگرد ازدواجمون نوشته بودیم .

امرزو 7 دی سالکرد یک شروع دوباره :این پست رو هم دقیقا در مورخ 7 دیماه ثبت کردیم و با این پست ورود خودمون رو به چهارمین سال زندگیمون بهم تبریک گفته بودیم . راستی عصر اون روز هم با آرزو و بدون یونس به شاندیز رفتیم و جاتون خالی شیشلیک صفدری شاندیز پذیرای دو زوج جوان بود و من با تعطیل کردن کلاسم در اون روز نهار رو با آرزو در اونجا سپری کرده و به نشانه یادگاری عکسها و فیلمهایی رو گرفتیم .

اصغر فرهادی و جایزه گلدن گلوب : در این پست که در مورخ 30 دیماه ثبت کردیم خبر اخذ جایزه گلدن گلوب توسط آقای اصغر فرهادی بابت کارگردانی فیلم "جدایی نادر از سیمین " رو داشتیم که با یه سرچ کوچولو توی گوگل می تونید تصاویر و فیلمهای مربوط به این جشنواره رو که در آمریکا و در بورلی هیلز یکی از مایه دارترین مکانهای امریکا برگزار شد رو نشاهده کنید .واقعا ایشون با دریافت این جایزه ارزش آفرینی کردن برای ایران عزیزمون و اما متاسفانه یک تبریک کوچک توسط حتی یکی از مسئولین کشور و رسانه ملی و .... از ایشون نشد و تنها چیزی که گریبان گیر ایشان شد چیزی نبود جز موج انتقاد شدید بابت سیاسی بودن موضوع فیلم .متاسفانه .....

شروع امتحانات ترم اول : این پست رو در 30 دیماه ثبت کردم و قرار بر این بود از فردای اون روز یعنی 1 بهمن امتحانات ترم اولم شروع بشن .

پایان امتحانات ترم اول : این پست رو هم در 14 بهمن ثبت کردم چون امتحانام دیروزش تموم شده بود و خدا رو شکر تموم 14 واحد رو در این ترم با موفقیت و نمران نسبتا خوب البته نه زیاد جالب گذروندم و وارد ترم دوم شدم .

خلاصه ای از پست های قبلیمون بود که متاسفانه به شکل عجیبی متن این پست ها پاک شده بود و امیدوارم تا حدیش رو تونسته باشم بنویسم .


سه شنبه 3 آبان 1390

معرفی سریال بسیار زیبای ایزل

   نوشته شده توسط: امید و آرزو    نوع مطلب :عمومی ،به غیر خودمان ،

امید : 3 آبان 1390 :

اولین پست آبانماه 1390 رو من در سایت قرار میدم . پنج شنبه گذشته بود که همینطوری شبکه Gem Music  رو مشاهده میکردیم که یوهویی دیدیم تبلیغ سریال ایزل که یک سریال ترکیه ای هستش رو داره میکنه و میگه از شنبه مورخ 30 مهر شروع به پخش میشه از Gem Classic  ساعت 10 شب . ماهم گفتیم خیلی وقته اصلا به تلویزیون و ماهواره توجه ای نداریم بیا آرزو بشینیم این سریاله رو نیگاه کنیم . خلاصه اینکه تا امشب 4 قسمت از این سریال بسیار زیبا و واقعا دیدنی پخش شده . زمان پخش همونطور که گفتم همون 10 شب هر شب هستش . امیدوارم بیینید و لذت ببرید از دیدن این فیلم . در فیلم شما شاهد خیانت دو دوست بسیار جون جونی به یک دوستشون چه در رفاقت چه در دزدیدن عشق رفیقشون و بلاهایی که یک پدر بهتر بگم ناپدر در حق دخترش به وجود میاره . به نظر من سریال بس دیدنیست .


سه شنبه 24 خرداد 1390

اگر ...... تو به آرامی شروع به مردن خواهی کرد

   نوشته شده توسط: امید و آرزو    نوع مطلب :به غیر خودمان ،

امید : 24 خرداد 1390 :

یه مطلب بسیار زیبا پیدا کردم و گفتم گذاشتن اون در وبسایتمون خالی از لطف نیست : . تققدیم به تمام دوستان و خوانندگان وبسایت 871007 :

...در طول سفرها وقتی زمین را از فراز آسمان نظاره میکنی واز کشورها،ملتها واقوام ،دریاها واقیانوسها می گذری می بینی که دنیا چقدرکوچک است وانسانها چقدر ناچیزند،وقتی از کهکشان ذهنت آنها رامی نگری ومی بینی همگی در روزمره گی هاحل شده ایم غافل ازاینکه :
زندگی دفتری از خاطره هاست.
یک نفر در دل شب ،
یک نفر در دل خاک ،
یک نفر همسفر خوشبختی هاست ،
یک نفر همسفر سختی هاست.
چشم تا باز کنیم ،عمرمان میگذرد.
ما همه همسفریم.
اگر سفر نکنی،
اگر کتابی نخوانی،
اگر به اصوات زندگی گوش ندهی،
اگر از خودت قدردانی نکنی...
به آرامی آغاز به مردن می‌کنی.
زمانی که خودباوری را در خودت بکشی،
وقتی نگذاری دیگران به تو کمک کنند...
به آرامی آغاز به مردن می‌کنی.
اگر برده عادات خود شوی،
اگر همیشه از یک راه تکراری بروی …
اگر روزمرّگی را تغییر ندهی،
اگر رنگهای متفاوت به تن نکنی،
یا اگر با افراد ناشناس صحبت نکنی...
تو به آرامی آغاز به مردن میکنی.
اگر از شور و حرارت،
از احساسات سرکش،
و از چیزهایی که چشمانت را به درخشش وامی‌دارند،
و ضربان قلبت را تندتر می‌کنند،
دوری کنی ... .،
تو به آرامی آغاز به مردن می‌کنی.
اگر هنگامی که با شغلت،‌ یا عشقت شاد نیستی، آن را عوض نکنی،
اگر برای مطمئن در نامطمئن خطر نکنی،
اگر ورای رویاها نروی،
اگر به خودت اجازه ندهی،
که حداقل یک بار در تمام زندگی ات،
ورای مصلحت‌اندیشی بروی . . .

امروز زندگی را آغاز کن!

امروز مخاطره کن!

امروز کاری کن!

نگذار که به آرامی بمیری!

« پابلو نرودا »


تعداد کل صفحات: 2 1 2