تبلیغات
روز شمار - مطالب خریدهای زندگی
پنجشنبه 21 آبان 1394

این روزهای ما

   نوشته شده توسط: امید و آرزو    نوع مطلب :عمومی ،خریدهای زندگی ،

دو روز پیش ارزو رو سورپرایز کردم و یه گوشی سامسونگ A8 براش خریدم . البته پول مال هر دومونه و این که میگم خریدم صرفا به واسطه اعلام قصد خرید از جانب منه.خلاصه اینکه ارزو خیلی خوشحال شد و من بدین واسطه خوشحالتر☺

نمیدونم اما فکر میکنم مریضی خانم زن برادرم یه جورایی حکمتی داشت و این مثل عدو سبب خیر شود شاید اینجا به کار بیاد چون کدورتها از اون موقع کم شده و دوستی ها بیشتر . نمی دونم شاید

طی چند وقت گذشته اشتباهاتمو کم کردم و نتایج بهتری تو زندگیم گرفتم و خدا روشکر از این بابت


جمعه 4 مهر 1393

تنوع در زندگی با خرید گوشی های جدید

   نوشته شده توسط: امید و آرزو    نوع مطلب :عمومی ،خریدهای زندگی ،

امید : 4مهرماه 1393:
تویرشهریور ماه تصمیم گرفتیم یه حالی به موبایلامون بدیم . نوت 2 داشتم که اونو رد کردم و یه نوت 3 رز گلد ویتنامی خریدم . آرزو هم هواوی پی 6 داشت که به جاش سامسونگ گالاکسی اس 4 قهوه ای طلایی خرید. گوشیهای فوق العاده ای هستن . قول دادیم دیگه نگهشون داریم تا زمانی که خراب شن .


جمعه 18 فروردین 1391

چند روز گذشته ما

   نوشته شده توسط: امید و آرزو    نوع مطلب :عمومی ،سفرهامون ،تحصیلات ،خریدهای زندگی ،

امید : 18 فروردین 1391 :

تقریبا 5 روزی میشه که از کرمونشاه برگشتم و خب موقع برگشت با بابا و مامان و امیر و آقا و با ماشین بابا جان به تهران اومدیم و در کنار اونها بودن برای من  واقعا لذت بخش بود و خوش گذشت و یادآور سفرهایی بود که با خونوادم به جاهای مختلفی در دوران نوجوانی و  کودکی می رفتیم . از رفتن احسان به 15 روزی میگذره و خب تقریبا جا افتاده خدا رو شکر و اینکه امروز هم دایی عزیزم با همسرش از شهر خودشون راهی شهر داداش گلم شدن و خب این برای من خیلی خوشحال کنندس که آقا داداش تنها نیست و دور و برش خدا روشکر شلوغه . بنده خدا دایی کلی واسش خرید کرده از برنج بگیر تا مسواک و همه چیز ..... دستش درد نکنه و بابت همه چیز خدارو شکر .

دو سه روز پیش گوشی گالاکسی آرزو رو رد کردم و گوشی خودم هم که به ژدرم هدیه داده بودم رفتم 2 تاگوشی سونی اریکسون لایو واکمن خریدم با سیستم عامل آندروید و واقعا ازش راضی هستیم . مال آرزو به رنگ سفید ومن هم سیاهه و دو تا جلد پارچه ای امگری برد هم واسش خریدم . گوشی های خوبیه مخصوصا به نسبت قیمتش . پیشنهاد میکنم جتما دوستانی که دنبال گوشی توی این گرونی هستن از این گوشی تهیه کنن .

امروز هم مهمون پدر ومادر خانم بودیم و مارو به رستوران .... برد و چلو کباب مخصوص به ما داد و دستشون درد نکنه . ممنونیم ازشون . کلاسها هم که شروع شده و همینطوری داره سنگین و سنگین تر میشه و حتما نتیجه مثبت و عالی رو خواهم گرفت انشاالله....


امید : 21 آذر 1390 :

سلام به تمام دوستان همیشه همراه . سلام به علی و شبنم و ....... جز شرمندگی به واسطه عدم ارسال به موقع پست هامون چیزی نمیتونم بگم . باور كنید یه مدته .... چی میگی امید بازم میخوای توجیه بیاری ؟؟؟ درسته اینها همه توجیه . خب چی بگم فق شرمنده ام . متاسفانه دقیقا 20 روزه كه ما هیچ پستی ندادیم اما .... توی این 20 روز اتفاقات خاصی افتاد برامون البته از نوع بد نه منظورم در گذر زندگی 20 روز پیشمون یكسری مسایل به وجود اومد از جمله سفرمون به كرمونشاه با یونس جان و.... كه به ریز در زیر میارم :

سفر به كرمونشاه :

میخواستم توی عنوان سفر به كرمونشاه محدوده زمانیشو بنویسم اما ننوشتم و تنها دلیلش هم این بود كه من جمعه مورخ 11 آذر با یونس و همسر عزیزم آرزو از طریق هوایی كه مقدار عمده ای از هزینه اون رو مادر و پدرم تقبل كرده بودن و در واقع مهمون اونها بودیم به كرمونشاه رفتیم و من در روز دوشنبه یعنی تقریبا 4 روز بعد و آرزو و یونس هم جمعه بعدش یعنی تقریبا 7 روز در كرمونشاه بودیم . خب من به دلیل اینكه كلاسهای ریاضی و روز چهارشنبمو حتما باید در دانشگاه می بودم و البته اینكه مرخصی هم نداشتم زودتر به كرمونشاه برگشتم . جای همگی خالی واقعا خوب بود و خوش گذشت و خونوادم از اینكه با یونس بودن بسیار خرسند و خوشحال و خب واقعا لذت دیدن یونس رودار رو در صورتهاشون میشد به وضوح دید . خدارو شكر به آرزو هم خوش گذشته بود و مامانینا در نبود من طی اون چند روزی كه آرزو مجردی با یونس در كرمونشاه بودن سعی كرده بودن بهشون خوش بگذرونن . متاسفانه تنها مورد ناراحت كننده در این سفر دست درد شدید مادرم بود كه تازه به قول خودشون از روزی كه ما اومدیم خوب شده یعنی بهتر شده اما خب واقعا ناراحت كننده بود و واقعا از این بابت ناراحت بودم و هستم و امیدوارمه رچه زودتر دستش روبراه بشه . پدرم هم كه درگیر خونه ای بودن كه تازه خریدن و همش سروكله با كارگر و..... داداش امیر هم از تهران اومده بود و همه جمعمون جمع بود و فقط سمیرا خواهرم در بین ما نبود .... راستی توی این سفر هممون مریض شدیم چون هوای كرمانشاه واقعا سرد و خشك بود و حتی زمانی كه از هواپیما پیاده میشدیم صبح روز جمعه در كرمانشاه هوا 7 درجه زیر صفر بود . یونس كه بیچاره اصلا وزنش نصف شده و آرزو هم كه هنوز گوش دردو مریضه ....

خرید گوشی :

طی این 20 روز هم من و هم آرزو 2 تاگوشی خریدیم و به نوعی چندتامعامله گوشی انجام دادیم و گوشیهای خودمون رو رد كردیم و آرزو یه سامسونگ گالاكسی آك با سیستم عامل اندروید  خرید و منم یه نوكیا 701 با سیستم عامل سیمبین بل خریدم كه واقعا هردوگوشی بینظیر درنوع خود. البته باید بگم گوشی نوكیا 701 دارای واضح ترین صفحه نمایش در بین تموم گوشی های دنیا رو داره و دارای امكانات بی نظیریه كه شما میتونید با یه سرچ در گوگل اطلاعات كاملی رو در این خصوص كسب نمایید .... قیمت اونها هم برای دوستانی كه تمایل به خرید دارن باید بگم سامسونگ گالاكسی آیس حدود 325 تومان بدون گارانتی و نوكیا 701 با گارانتی اصلی نوكیا 425 تومان كه به نظرم واقعا می ارزه و دارای قابلیت های فروانی از جمله كیفیت فیلمبرداری اچ دی - دوربین 8 مگاپیكسل - 8گیگ فضای داخلی گوشی و قابل ارتقا تا 40 گیگ به طور كلی - پخش تمام فرمتهای ویدیویی و صوتی از جمله دایویكس و .... - مجهز به دو فلاش ال ای دی و ..... واقعا به قیمتش می ارزه ...اینم فایل راهنمای كامل این گوشی برای عزیزانی كه به اون نیازمند هستند و وبه نظرم به كارشون میاد . دانلود  و درنهایت این قسمت از مطلب هم مشخصات هردو گوشی رو واستون میذارم كه ببینید و امیدوارم دلتون رو بگیرن و اقدام برای خرید بفرمایید .

Sumsung Galaxy Ace - review Prsian Information 

Nokia 701 - review Prsian Information

ورود همكار جدید در اداره :

قبل از سفر به كرمانشاه یكی از همكاران یكی از قسمتهای اداره به اطاق ما اومد و ایشون با توجه به اینكه قبلا هم یعنی حدود 4 سال پیش نیز در نزدیكیای همون قسمت كار میكرده و بعدش به یه قسمت پایینی منتقل شدن و الان مجدد اومدن پیش ما متاسفانه روحیاتشون با قبل خیلی فرق كرده . ایشون همش فكر میكنه من و اونیكی همكارم میخوایم زیادی بهش كاربدیم و یهجورایی به ما اعتماد نداره . نه به ما بلكه به بچه های دور و برش. ضمن اینكه متاسفانه دارای روحیات كاملا ضد دینی داره و دائم طعنه زنان نسبت به مسایل دینی و مذهبی وسیاسی باما بحث میكنه و بعضا من وهمكارم رو ناراجت كرده . متاسفانه راه خودش رو انتخاب كرده و پا در بد مسیری نسبت به اعتقادات و .... گذاشته . ماهم تصمیم گرفتیم و ازش خواهش كردیم مبه خاطر حفظ دوستی ها با ما بحث در مورد این مسایل نداشته باشه . امیدوارم مقداری در خودش نسبت به توجیهات غلط و اشتباهی كه داری تغییراتی ایجاد كنه . انشاالله ...

درس و دانشگاه :

آرزو كه همینطور داره واسه ارش میخونه و من هم امتحانهای میان ترم واسم كلید خورده و تا الان 2 تا امتحان میان ترم دادیم و فردا هم یه درس كله گنده داریم و باید اون رو حتما پاس كنم چون خیلی گندست و اسمش مدیریت مالی پیشرفته 2 هستش. انشاالله نمره خوبی میگیرم...انشاالله.

درنهایت هم قول میدم سعی كنیم دیگه به روز باشیم و حداقل با اتفاق تازه ای سریعا به روز بشیم . آخ دیدی داشت یادم میشد از یونس نگفتم . یونسی هم خوبه و ماشاالله شیرین شده این روزها و البته همونطور كه اشاره كردم یه جورایی مریضه و خب ماهم به این واسط ناراحت از مریضی اون و كم كردن وزنش.راستی 7 دیماه نزدیكه وما داریم وارد چهارمین سال زندكی مشترك میشیم ..... بزن كف مرتب رو ............. هورااااااااا پیشاپیش این گلها تقدیم همسر عزیزم  


جمعه 29 مهر 1390

تیبا خریدیم بالاخره

   نوشته شده توسط: امید و آرزو    نوع مطلب :عمومی ،خریدهای زندگی ،

امید : 29 مهر 1390 :

شنبه گذشته بود که بالاخره یه ماشین تیبا خریدیم و خب خدارو شکر از اون راضی هستیم . البته هنوز که خیلی واسمون کار نکرده اما ماشین خوبی به نظر میرسه و از امکاناتش باید به دو تا ایربگ راننده - فرمان هیدرولیک - ترمز ABS - موتور 1500 و البته زیرپای عالی و 4 حلقه لاستیک کومهوی کره ای یه صندوق عقب بسیار جادار که واقعا به دردما می خوره . رنگ ماشینمون نوک مدادی متالیکه . خداییش طراحی قشنگ و جمعو جوری داره و البته از کیفیت قطعات داخلی بگم که میشه گفت به نسبت کیفیت مناسبی داره و . قیمت نقد این ماشین که نام اصلی اون Saipa Tiba Sx می باشد . خلاصه اینکه ماشین سدان جمع و جوریه . عقب اون بیشتر شبیه مزدا 323 هست و خب جلوی اون به نظر من الهام گرفته از جلوی ماشینهای آلفارومئو ایتالیا می باشد .قیمت ماشین به صورت نقد 11640000 تومان می باشد . من فکر میکنم به نسبت قیمت ماشین خوبیه در کشورما .در زیر لینک معرفی انواع مدل تیبا رو واسه شما دوستان قرار دادم

معرفی کامل انواع مدل های تیبا - سایپا

 


امید : ۳ اسفند ماه ۱۳۸۹ :

امیدوارم غیبت طولانی منو بخشیده باشید. متاسفانه بنده در در کنکور کاردانی به کارشناسی علمی کاربردی که در پست قبلی قرار براین بود بیام بگم قبول نشدم و این ضد حال اساسی ای بود که رمق نوشتن وبلاگ رو تا بدین لحظه از من گرفته بود . باور کنید عزممو جزم کرده بودم دیگه اینبار درسامو بخونم اما ...... نمی دونم چرا اما قسم میخورم تا جایی که میدونم باید بین لاون تعداد نفرات قبول شده می بودم اما ............خیلی ریختم بهم بابت این موضوع . از تموم دوستانی که منتظر ودن من بیامو مطلب بذارم واقعا ممنونم و بهشون میگم دوستشون دارم . خیلی برام سنگین تموم شد . هیچ موقع اینقدر آمادگی واسه درس خوندن در خودم ندیده بود . بازم اما .......... به هر صورت نشد که نشد در حالی که هنوز باورم نمیشه .

از ولنتاین بگم که اومدو گذشت و من نیومدم واسه مطلب گذاشتن . درسته گذشته اما به آرزو صمیمانه تبریک میگم . آرزوی عزیز واسه من یه بافت روی پیراهن بسیار زیبا خرید و من هم واسه اون یه عروسک خپلو گرفتم و امیدوارم مبارک دوتامون باشه..

دیگه خدمتتون عرض کنم مادر عزیزم به همراه پدربزرگم سه شنبه گذشته وارد مشهد شدن و تا همین الان ما در خدمتشون هستیم وخب امشب به سمت کرمونشاه خواهند  رفت . البته واقعا هوای مشهد خرابه و پر بارونه الان و نمیدونم شایدم پروازشون لغو شه . امیدوارم هرچه خیره پیش بیاد . ضمنا خواهرم هم به همراه بچه و شوهرش از اصفهان به مشهد اومدن و اونا هم فردا میرن. توی این مدت ۸ شبه واقعا به هممون خوش گذشت و اینکه مادرم این مدت در کنارم بود خیلی برام از لحاظ روحی مناسب بود .....توی اون مدت یک شب به خونه بابای احسان رفتیم البته نهار و یک شب هم خونه محمد برادر احسان و دیشب هم مهمونی نوبت ما بود . به قولی میشه گفت اولین مهمونی شلوغ ما بود که پدر و مادر و مادر بزرگ دامادمون و برادراش با همسراشون به همراه مادر خانم و پدر خانمم و برادر خانم و بچه هاشون نزدیک به ۲۵ نفر مهمون ما بودن . خیلی خوش گذشت . علی الرغم اینکه ۳ مرتبه شکستن ظرف و حتی یکبار پرت شدن پارتیشن و خرد شدن دو تا بشقاب سر سفره همگی به خیر گذشت ...... توی این مدت با بابابزرگم خیلی حال کردیم  و خب من به عنوان هدیه به ایشون یه مجموعه ۱۰ دی وی دی مستند حیوانات لایف که از آثار بی بی سی هستش رو با زیرنویس فارسی به ایشون دادم . ضمنا آرزو هم یک کتاب قطور سخنان بزرگان رو به ایشون اهدا کردن.

از برف بی سابقه مشهد در چند سال گذشته بگم که شبی که دخونه محمد برادر دامادمون بودیم از ظهرش شروع به بارش کرد و تا فردا صبحش ادامه داشت و شاید بگم بیش از ۲۵ سانت بر روی زمین برف نشست که اون شبو به بدبختی به خونه برگشتیم .فردا صبحش ما به فکر تعطیلی ادارات بودیم و وقتی فهمیدیم اداره تعطیل نیست خیلی ریختیم بهم اما در هر صورت اداره رو بر خودمون تعطیل کردیم و به اداره نرفتیم و مرخصی گرفتیم...روز مرخصی هم با بابابزرگ که بهش آقا میگیم و مادر و آرزو به طرقبه رفتیمو دوغ آبعلی ای زدیمو یه چند تا عکس قشنگ....

از گوشی جدیدی که خریدم بگم که دارای امکانات بی نظیر و قیمت کاملا مناسبیه.سونی اریکسون کا ۹۷۰ که واقعا بی نظیره . از امکاناتش به صورت ریز اشاره میکنم : دوربین ۵ مگاپیکسلی کاملا واقعی که دارای کیفیت عالی در ضبط فیلم نیز داره و دارای میکروفونی در کنار فلش ال ای دی دوربین هست که صداهای اطراف به تفکیک ضبط میکنه - دارای صفحه ای کاملا ضد خش - دارای نرم افزارهای یوتویوپ  فیس بوک  تویتر و ...... - وایرلس - جی پی اس - ضبط مکالمه - پخش موزیک و صداهای متفاوت در حین مکالمه - دارای اطاق چت روم اس ام اسی و کلی امکانات بی نظیر دیگه . این گوشی را با رم ۴ گیگ ۱۷۰۰۰۰ تومان خریدیم . ازش خیلی راضیم.

فکر میکنم کاملا خبرها رو نوشتم البته باید بگم یونس عزیزمون هم فردا میره توی ۸ ماهگی و خدارو شکر سالم و سلامته . من هم منتظر دفترچه دانشگاه پیام نور پودمانی هستم و مایدوارم زودتر بیاد .الانم دارم کم کم میرم واسه شام امشب از کله پزی واسه مامانینا چندتا چشم و مغز و ... بگیرم . امیدوارم همیشه روزگار به کام همه باشه .......


تعداد کل صفحات: 6 1 2 3 4 5 6