تبلیغات
روز شمار - مطالب زندگی کاریمان

امید :  24 مرداد 1393 :

امروز تصمیم گرفتم بیام و یکم از خودمون بنویسم .در پست های قبلی ابراز ناراحتی کرده بودیم که روزگارمون یه جورایی تلخ و ناراحت کننده در حال گذران هست . خدارو شکر این مشکلات کمتر شده .یه روزی میامو کامل و کامل می نویسم در موردش . الان اصلا بهش فکر نمیکنم . از یونس بگم که  حدود 20 روزی بود که درگیر آبله مرغونش بود . پسرمون آبله مرغون گرفت اونم از دایی امیرش . البته خوشحال شدیم از اینکه زود گرفت و از طرفی هم نارااحت که طفلک اینقدر بدنش ریخت بیرون که متاسفانه خیلی سوزش توی بدنش ایجاد میشد . خدارو شکر تموم شد اما هنوز تو موهای سرش زخم های آخرینش وجود داره .
از سفرمون به ساری بگم . شب قبل از عید فطر به همراه پدرزن و مادر زن و مادر بزرگ همسرم  جهت عوض شدن حال و هوامون به سمت ساری به راه افتادیم و خدارو شکر یه 4 روزی رو در کنار سواحل دریای خزر در یکی از هتل های کنار دریا در اطراف ساری گذران کردیم . جای همه خالی بود . سفر خوبی بود . اینکه دور هم بودیم خیلی عالی بود .... 
از کارم بگم که یه دوماه و خورده ای میشه مشغول یه کار جدید هستم که سه روز از بعد از ظهرهام رو به خودش اختصاص داده . اینی که میگم 3 روز این 3 روز تا شب درگیرم . ماهیت کار رو نمیگم جسارت نشه اما همونقدر بگم که اینقدر کار میکنم و مزد به اندازه زحماتم رو نمیگیرم . اینه که 3 روز پیش به همکارم گفتم که با صاحبکارم صحبت کنه اگر حقوقمو بیشتر نمیکنه من دیگه نمیرم . این کلاس گذاشتن یا طاقچه بالا گذاشتن نیست به خدا . درواقع دیدم به نوعی دارم حمالی میکنم توی کار و قدر کار بنده رو نمیدونن . اینه که گفتم اگر بیشتر نکنه حقوق رو دیگه نمیرم .

خلاصه اینکه روزگار در حال سپریه .ماهم داریم جلو میریم . خدارو شکر میکنم بابت همه چیز  . دعا کنید زندگیمان به ظرایط آرمانی قدیم برگرده . نه اینکه مشکلی بزرگ وجود داشته باشه نه اما مسایلی هست که در اطراف زندگیمان ( مسایل فامیلی ) که تاثیرش بر زندگی ما سایه انداخته . 




جمعه 18 اسفند 1391

پایان سال و گذران روزهای ما در برف سنگین مشهد

   نوشته شده توسط: امید و آرزو    نوع مطلب :عمومی ،زندگی کاریمان ،

امید : 18 اسفند 1391 :

امروز جمعه 18 اسفنده همونطور که گفتم.... امروز مادرم بعد از یک هفته ما رو به مقصد کرمونشاه ترک کرد و متاسفانه ایشون پروازش 8 ساعت تاخیر داشت که البته مقصر خطوط هوایی ما اینبار نبودن و در واقع برف سنگینی که از چهارشنبه شب مشهد رو سفید پوش کرد و باور کنید حدود 60 سانتیمتر برف نشسته باعث شد که پروازها اکثرا لغو بشه و مادرما هم شانس بیاره و امروز ساعت 12.30 ظهر به سمت کرمونشاه بره ..... خدا رو شکر به سلامت رسید مادرم و تا جایی که تونستیم سعی کردیم  بهشون خوش بگذره.... جاتون واقعا خالی مشهد زیبا و سفید پوش شده و به سختی میشه در شهر حتی در خیابانهای اصلی رانندگی کرد..... بنده خدا زایرینی که اومدن مشهد واقعا بهشون سخت میگذره اما یادگاری خوبی براشون میمونه این عکسها و فیلمهای پر برف مشهدی......... دیروز دو تا همکارام که تو اطاق با من هستن باهم درگیری لفظی پیدا کردن و اعصاب منو بهم ریختن .... متاسفانه یکی از اونها ادب و تربیتش واقعا مشکل داره و امیدوارم بتونه خودشو پیدا کنه ........ به هرصورت از فردا اعصاب خوردیش واسه منه ...........امیدوارم به زودی این کدورت رفع بشه .....

این روزهای آخر سال واقعا خیلی سرم شلوغه و امیدوارم بتونم  در محیط کار به خوبی همه چیزو پیش ببرم............خب چیزی تا عید نمونده دوستان ... اما متاسفانه بوی عید واقعا مثل سالهای قبل نمیاد و دلیلشم خودتون بهتر میدونید مشکلات اقتصادی و .... هست که مردم با اون دست و پنجه نرم میکنن و در واقع دل و دماغی واسه عید و عید دیدنی برا هیچکس نمونده .... یه نمونه سادش عدم قدرت خرید آجیل عید و ...... امیدوارم مشکلات مملکت نه در حد پایین اومدن قیمت پسته بلکه در حد حل مشکلات اساسی کشور و اقتصاد پیش بره ....

الانم داریم از گشنگی میمیریم و منتظریم پیک غذامونو زودتر بیاره در خونه... فکر نکنید وضع مالی توپه نه اشتباه نکنین ..البته خدا رو شکر اماامروز تصمیم گرفتیم غذا از بیرون سفارش بدیم ..... جاتون خالی......... توی این هوای سرد حس غذا درست کردن آرزو و بیرون رفتن نبود................


شنبه 25 آذر 1391

شرکت در 4 مرحله از آزمون ICDL و قبولی در آن

   نوشته شده توسط: امید و آرزو    نوع مطلب :زندگی کاریمان ،

امید : 25 آذر 1391:

چند روز پیش همینطوری داشتم ساعت های آموزشیمو توی ادارمون نیگاه میکردم که دیدم متاسفانه کمتر از 100 ساعت ساعت آموزشی دارم و به این فکر افتادم این ساعتها رو ارتقا بدم .... بعد از یکماه ثبت نام واسه آزمون های 7 مرحله ICDL امروز بالاخره نوبت به امتحان 4 دوره اون رسید که البته ما کلاسهاشو به دلیل نداشتن وقت و زورمون اومدن در پرداخت وجهش نرفتیم ... 4 تا از بچه های ادارمون بودن.... اولین امتحان امتحان مبانی بود ... میدونید که هر کارمندی باید این دوره ها رو بگذرونه و 130 ساعت آموزشی محاسبه میشه که واقعا قابل ارزشه و بر اساس استانداردهای جهانیه این آزمونها و زیر نظر ناظر استاندازی و سوالها همه از تهران میان ..... خلاصه اینکه امتحان اول رو از 100 نمره 67 شدم و نمره بالای 60 قبولی در آزمون بود و با پیغام تبریک بابت قبولی از سیستم روبرو شدم .... مابین امتحانا یه 3 دقیقه ای بیکار بودیم تا سیستم ها رو واسه امتحان بعدی آماده کنن...امتحان دوم ویندوز اکس پی بود که از 100 نمره 80 شدم و این هم قبول شدم و نوبت رسید به تخصصی ها که اولین وورد آفیس بود ... من اصلا وورد بلد نبودم یعنی در حد یک تایپست بلد بود اما روز 5 شنبه و جمعه حدود یه 2 ساعتی مطالعه کردم از روی جزوه آموزشی که از اینترنت دانلود کرده بودم و همون کمکم کرد... واقعا سخت بود آزمونش ... تموم بچه ها رد شدن و من شانس اوردم و از 100 نمره 60 گرفتم و باید حداقل همون 60 رو میگرفتم و قبول شدم و واقعا خوشحال بودم ورسید به اکسل که اکسل رو هم تقریبا بلد بودم و از 100 نمره فکر کنم 72 شدم و خلاصه اینکه هر 4 دوره و معادل تقریبی تا الان 70 نمره آموزشی رو گذروندم ...3 گام دیگه مونده تا مدرک کامل رو بگیرم و مطمئنم با تلاشم میتونم اینکارو بکنم با اینکه این 3 تا شامل اینترنت و اکسز و پوور پوینت میشه و من اصلا پوور پوینت و اکسز بلد نیستم اما سعی میکنم تا زمان امتحان که فکر میکنم ظرف 2 هفته آیندست نتیجه قبولی رو بگیرم و قطعا همینطوره....خلاصه اینم از ماجرای امروز ما و قبولی در هر 4 آزمون ......


یکشنبه 6 فروردین 1391

اولین روز کاری و دوندگی فراوان

   نوشته شده توسط: امید و آرزو    نوع مطلب :عمومی ،سفرهامون ،زندگی کاریمان ،

امید : 6 فروردین 1391 :

همش یادم میره و به جای 1391 به اشتباه 1390 می زنم . امروز یعنی در واقع میشه گفت دیروز چون الان بامداد روز 6 فروردین رو سپری می کنیم آره دیروز از ساعت تقریبا 10:30 صبح پس از شروع اولین روز کاریم در سال 1391 اولین پاس ساعتی رو هم گرفتم که این پاس در نهایت تا پایان وقت اداری به طول انجامید . بله اول به آژانسی رفتم که بلیط های کرمونشاه رو در اونجا کنسل کرده بودم و بلیط ها رو پس دادم و متاسفانه حدود 100 تومان ضرر کردیم چون ما بلیط ها رو تقریبا 477 تومان گرفه بودیم و متاسفانه فقط 380 تومان اون رو تونستم وصول کنم . بعد از اونجا هم رفتم شعبه بانک ملت در فرودگاه شهید هاشمی نژاد مشهد وکارت بانکیم رو که قبل از سفر به کیش توسط عابربانک این بانک خورده شده بود رو پس گرفتم و جای تاسف که خیلی از کارت های مردم در دست اونها مونده بود ودریغ از اینکه لحظه ای بخوان فکر کنن که طرف شاید دیگه حالا حالا ها به مشهد نیاد و .... متاسفانه حتی یک نفر هم در شیفت شب این بانک نبود و کارت من وخیلی های دیگه توسط این عابر بانک در اون روز خورده شد . در نهایت رفتم دنبال پول بلیط های کیش به مشهد که کنسل شده بود و به هزار بدبختی و با رفتن به 2 آژانس و تماس با 3 آژانس و در نهایت کمک و جمایت حراست تابان در مشهد و امور مالی دفتر  مرکزیشون تونستم بعد از تقریبا 2 ساعت رفت و امد بالاخره تمام و کمال همون 200 تومانمون رو که اصلا روش حساب نکرده بودیم و رفته فرض کردیم خداروشکر با کمک خدا گرفتم و واقعا از این بابت خوشحال شدم چون فکر می کردیم پولمون پریده. خلاصه امروز خیلی دوندگی کردم و خدارو شکر همگی حاصل مثبتی داشت و شکر فراوان از خداوند مهربان .

متاسفانه تا به امروز هیچ استارتی از بابت پیمان نامه اول سالم نداشتم و انشاالله از فردا شروع به کار میکنم.....


جمعه 5 اسفند 1390

بازرس تعاونی مسکن شدم

   نوشته شده توسط: امید و آرزو    نوع مطلب :زندگی کاریمان ،

امید : 5 اسفند 1390 :

دیروز و پس از انجام انتخابات در مجمع عمومی که در محل اداره برگذار شد من به عنوان بارزس اصلی تعاونی مسکن .... انتخاب شدم و خب خدا رو شکر از این بابت . به فال نیک میگیرم و به عنوان یک تجریه کاری اون رو تلقی میکنم و سعی بر این دارم بتونم خیلی چیزها رو یاد بگیرم و اونها رو در آینده مورد استفاده قرار بد م .انشاالله.

 


امید : 21 آذر 1390 :

سلام به تمام دوستان همیشه همراه . سلام به علی و شبنم و ....... جز شرمندگی به واسطه عدم ارسال به موقع پست هامون چیزی نمیتونم بگم . باور كنید یه مدته .... چی میگی امید بازم میخوای توجیه بیاری ؟؟؟ درسته اینها همه توجیه . خب چی بگم فق شرمنده ام . متاسفانه دقیقا 20 روزه كه ما هیچ پستی ندادیم اما .... توی این 20 روز اتفاقات خاصی افتاد برامون البته از نوع بد نه منظورم در گذر زندگی 20 روز پیشمون یكسری مسایل به وجود اومد از جمله سفرمون به كرمونشاه با یونس جان و.... كه به ریز در زیر میارم :

سفر به كرمونشاه :

میخواستم توی عنوان سفر به كرمونشاه محدوده زمانیشو بنویسم اما ننوشتم و تنها دلیلش هم این بود كه من جمعه مورخ 11 آذر با یونس و همسر عزیزم آرزو از طریق هوایی كه مقدار عمده ای از هزینه اون رو مادر و پدرم تقبل كرده بودن و در واقع مهمون اونها بودیم به كرمونشاه رفتیم و من در روز دوشنبه یعنی تقریبا 4 روز بعد و آرزو و یونس هم جمعه بعدش یعنی تقریبا 7 روز در كرمونشاه بودیم . خب من به دلیل اینكه كلاسهای ریاضی و روز چهارشنبمو حتما باید در دانشگاه می بودم و البته اینكه مرخصی هم نداشتم زودتر به كرمونشاه برگشتم . جای همگی خالی واقعا خوب بود و خوش گذشت و خونوادم از اینكه با یونس بودن بسیار خرسند و خوشحال و خب واقعا لذت دیدن یونس رودار رو در صورتهاشون میشد به وضوح دید . خدارو شكر به آرزو هم خوش گذشته بود و مامانینا در نبود من طی اون چند روزی كه آرزو مجردی با یونس در كرمونشاه بودن سعی كرده بودن بهشون خوش بگذرونن . متاسفانه تنها مورد ناراحت كننده در این سفر دست درد شدید مادرم بود كه تازه به قول خودشون از روزی كه ما اومدیم خوب شده یعنی بهتر شده اما خب واقعا ناراحت كننده بود و واقعا از این بابت ناراحت بودم و هستم و امیدوارمه رچه زودتر دستش روبراه بشه . پدرم هم كه درگیر خونه ای بودن كه تازه خریدن و همش سروكله با كارگر و..... داداش امیر هم از تهران اومده بود و همه جمعمون جمع بود و فقط سمیرا خواهرم در بین ما نبود .... راستی توی این سفر هممون مریض شدیم چون هوای كرمانشاه واقعا سرد و خشك بود و حتی زمانی كه از هواپیما پیاده میشدیم صبح روز جمعه در كرمانشاه هوا 7 درجه زیر صفر بود . یونس كه بیچاره اصلا وزنش نصف شده و آرزو هم كه هنوز گوش دردو مریضه ....

خرید گوشی :

طی این 20 روز هم من و هم آرزو 2 تاگوشی خریدیم و به نوعی چندتامعامله گوشی انجام دادیم و گوشیهای خودمون رو رد كردیم و آرزو یه سامسونگ گالاكسی آك با سیستم عامل اندروید  خرید و منم یه نوكیا 701 با سیستم عامل سیمبین بل خریدم كه واقعا هردوگوشی بینظیر درنوع خود. البته باید بگم گوشی نوكیا 701 دارای واضح ترین صفحه نمایش در بین تموم گوشی های دنیا رو داره و دارای امكانات بی نظیریه كه شما میتونید با یه سرچ در گوگل اطلاعات كاملی رو در این خصوص كسب نمایید .... قیمت اونها هم برای دوستانی كه تمایل به خرید دارن باید بگم سامسونگ گالاكسی آیس حدود 325 تومان بدون گارانتی و نوكیا 701 با گارانتی اصلی نوكیا 425 تومان كه به نظرم واقعا می ارزه و دارای قابلیت های فروانی از جمله كیفیت فیلمبرداری اچ دی - دوربین 8 مگاپیكسل - 8گیگ فضای داخلی گوشی و قابل ارتقا تا 40 گیگ به طور كلی - پخش تمام فرمتهای ویدیویی و صوتی از جمله دایویكس و .... - مجهز به دو فلاش ال ای دی و ..... واقعا به قیمتش می ارزه ...اینم فایل راهنمای كامل این گوشی برای عزیزانی كه به اون نیازمند هستند و وبه نظرم به كارشون میاد . دانلود  و درنهایت این قسمت از مطلب هم مشخصات هردو گوشی رو واستون میذارم كه ببینید و امیدوارم دلتون رو بگیرن و اقدام برای خرید بفرمایید .

Sumsung Galaxy Ace - review Prsian Information 

Nokia 701 - review Prsian Information

ورود همكار جدید در اداره :

قبل از سفر به كرمانشاه یكی از همكاران یكی از قسمتهای اداره به اطاق ما اومد و ایشون با توجه به اینكه قبلا هم یعنی حدود 4 سال پیش نیز در نزدیكیای همون قسمت كار میكرده و بعدش به یه قسمت پایینی منتقل شدن و الان مجدد اومدن پیش ما متاسفانه روحیاتشون با قبل خیلی فرق كرده . ایشون همش فكر میكنه من و اونیكی همكارم میخوایم زیادی بهش كاربدیم و یهجورایی به ما اعتماد نداره . نه به ما بلكه به بچه های دور و برش. ضمن اینكه متاسفانه دارای روحیات كاملا ضد دینی داره و دائم طعنه زنان نسبت به مسایل دینی و مذهبی وسیاسی باما بحث میكنه و بعضا من وهمكارم رو ناراجت كرده . متاسفانه راه خودش رو انتخاب كرده و پا در بد مسیری نسبت به اعتقادات و .... گذاشته . ماهم تصمیم گرفتیم و ازش خواهش كردیم مبه خاطر حفظ دوستی ها با ما بحث در مورد این مسایل نداشته باشه . امیدوارم مقداری در خودش نسبت به توجیهات غلط و اشتباهی كه داری تغییراتی ایجاد كنه . انشاالله ...

درس و دانشگاه :

آرزو كه همینطور داره واسه ارش میخونه و من هم امتحانهای میان ترم واسم كلید خورده و تا الان 2 تا امتحان میان ترم دادیم و فردا هم یه درس كله گنده داریم و باید اون رو حتما پاس كنم چون خیلی گندست و اسمش مدیریت مالی پیشرفته 2 هستش. انشاالله نمره خوبی میگیرم...انشاالله.

درنهایت هم قول میدم سعی كنیم دیگه به روز باشیم و حداقل با اتفاق تازه ای سریعا به روز بشیم . آخ دیدی داشت یادم میشد از یونس نگفتم . یونسی هم خوبه و ماشاالله شیرین شده این روزها و البته همونطور كه اشاره كردم یه جورایی مریضه و خب ماهم به این واسط ناراحت از مریضی اون و كم كردن وزنش.راستی 7 دیماه نزدیكه وما داریم وارد چهارمین سال زندكی مشترك میشیم ..... بزن كف مرتب رو ............. هورااااااااا پیشاپیش این گلها تقدیم همسر عزیزم  


تعداد کل صفحات: 5 1 2 3 4 5