تبلیغات
روز شمار - مطالب تصمیمات بزرگ
جمعه 28 خرداد 1389

آرزو دوستت دارم

   نوشته شده توسط: امید و آرزو    نوع مطلب :عمومی ،با فرزندمان ،تصمیمات بزرگ ،با شما ،

امید : ۲۸ خرداد ۱۳۸۹ :

سلام منو بعد از چند روز پذیرا باشید . سایه جون و سمیه جون ازتون ممنون که در کنار ماهستید. مخصوصا سایه عزیز ممنون که اینقدر خودتو به ما نزدیک میدونی و مطمنا هر چی میگی درسته . چند روزیه که خدارو شکر با آرزو خوش وخرم هستم .البته  اینو مدیون درک و شعور بالای همسر عزیزم می دونم . درسته من اشتباه کردم و از همینجا از ارزوی عزیزیم عذر میخوام و میگم که واقعا دوستت دارم . امیدوارم منو ببخشه . تصمیم گرفتم تغییراتی در خودم ایجاد کنم . خب میدونید باید تا حدودی هم به من حق داد اما من نباید زیاده روی میکردم. فقط میخوام اینو بگم آرزو منو ببخش. سایه جون اتز راهنماییات ممنونم.

راستیتش من و آرزو در فکر اینیم که واسه ماشین و یه پول درشت یه تصمیماتی بگیریم . آرزو جون داره زحمت میکشه و فردا میخوایم به طلافروشی بریم و با برنامه ریزی ای که کردیم میخواد یه مقدار از طلاهاشو بفروشه تا بتونیم اونو در یه بانک بگذاریم و یه وام خوب بگیریم واسه ماشین و .... این محبت و بزرگی آرزو رو فراموش نمی کنم و امیدوارم رایطی به وجود بیاد که بتونیم ۱ هزارم این زحمات رو جبران کنم ......آرزو جون دوست دارم و ااین تو بودی که همیشه در تمام لحظات در کنارم بودی........... فدای تو شم

راستی یونسم حالش خوبه و گه گداری با لگدهاش کمر ما رو سیاه میکنه . دوستش دارم و براش هستم. انشاالله ۱ اه دیگه به دنیا قدم میگذاره و من و مادرش کوچیکیشو می کنیم .......


دوشنبه 19 بهمن 1388

اراده = پیشرفت

   نوشته شده توسط: امید و آرزو    نوع مطلب :تصمیمات بزرگ ،

امید : 19 بهمن 1388 :

خیلی خوبه آدم بتونه کم کم یه سری از اخلاقهایی که خودش می دونه غلط هستن و حتی یکسری چیزهایی که برای سلامتی مضر هستن رو واسه همیشه کنار بگذارن . تقریبا ۴۰ روز گذشته بود که رفتم خون دادم و از اون روز چند چیز پیش پا افتاده رو برای گام اول انتخاب کردم و برای همیشه کنار گذاشتم. من نوشابه سوسیس و کالباس رو برای همیشه کنار گذاشتم و این گامی موثر در راه قوی نمودن اراده درونی خویش بود.گام بعدی من خیلی جالب تر بود . پریشب تنهایی رفتم به کافه سنت سرای پارسیان و اینقدر قلیون کشیدم که به قول یه بنده خدایی میگه خدای خودمو درآوردم ( استغفرا...) آره چون من الان تقریبا ۳ ساله که قلیون میکشم واولا معذرت می خوام خیلی خر کش بود چون با رفقا و الان هفته ای دوبار با دایی خانم یعنی علی آقا.خلاصه بعد قلیون گفتم امید الان وقتشه که یه اراده قوی دیگه ای به خرج بدی و برای همیشه از قلیون و دود خداحافظی کردم و با شناختی که از خودم دارم مثل همیشه پیروزی از آن منه........خدایا یار و یاورم باش .....


چهارشنبه 4 آذر 1388

ما همیشه پیروزیم

   نوشته شده توسط: امید و آرزو    نوع مطلب :عمومی ،تصمیمات بزرگ ،

امید : 4 آذر 1388 :

امشب دلم خیلی گرفته . نمی دونم چرا ؟ یه سری مسائل یه مدتیه خیلی ناراحتم می کنه . نمی خوام بهش بپردازم اما خوشحالم آرزو همیشه در کنارمه و دوستش دارم و تنها کسیه که باعث شده در شهر مشهد احساس قربت نکنم . باور کنید اگه آرزو نبود احساس می کردم حداقلش توی مشهد هیچکس رو ندارم . آرزو به خدا اینجا و همه جا اول به خدا و بعدش به تو فکر می کنم و تکیه کردم . همیشه در کنارم باش. مطمئن باش اگه روزی خدا اون روز نیاره اگه تو توی این شهر نباشی حتی برای یک لحظه با مردم مشهد و از همه مهمتر ایرانی جماعت ( بلانسبت شما دوستان عزیز ) زندگی نمی کردم . امشب برای لحظاتی شاید 1 ساعت و حتی بیشتر دغدغه هایی برایم به وجود اومد و خیلی بهم فشار  آورد و منو ناراحت کرد اما بی خیال  . جامعه ای کاملا اشباع شده . هر کاری بخوای بکنی و هر هنری بخوای به خرج بدی یکدفعه یکی دیگه میادو اون فکری که داری رو پیاده می کنه . مملکتی که هیچ کس نمی تونه اون چیزاهایی رو که می خواد به راحتی بدست بیاره . درسته هرکاری به آسونی به دست نمیاد اما اینجا اکثر کارها از استخدام بگیر تا.... اصلا بدست نمیاد.چی بگم در این تلاطمی که اکثر ماها مخصوصا جوونها رو داره در خودش از بین می بره من هیچ وقت بازنده نیستم و مطمئنم همیشه پیروزم و برای اهداف بزرگتر پیشروی می کنم . دیگه تنبلی رو میگذارم کنار ، خواب ظهر و ......  رو می ریزم دور و شروع می کنم با یه فکر بهتر جلو میرم . مطمئنم به نتیجه میرسم و همیشه من پیروزم و می خوام که باشم . ما همه می تونیم پروز باشیم توی این گرداب وحشتناک و شما هم همینطور ..... به امید روزی که تموم جوونا یه سرپناه از خودشون داشته باشن و به تموم افکار مثبت و ایده های و آینده زیباشون و در یک کلام اهدافشون برسن. ما هیچ وقت نمی بازیم مگه نه ؟.................زندگی زیباست اما باید شروع ما زیباتر باشه.....


سه شنبه 21 مهر 1388

یه فکر منطقی : یه 90 درصد و یه 10 درصد

   نوشته شده توسط: امید و آرزو    نوع مطلب :عمومی ،تصمیمات بزرگ ،

امید : 21 مهرماه 1388 :

یه چند روزیه که بنا به دلایلی بین من و آرزو اختلافات کوچولویی پیبش اومده که من حق رو به خودم می دم و البته خب با توجه به اینکه عاشق زندگیمم و زندگیمو دوست دارم اومدمو یه مقوله ای رو ایجاد کردم به نام 90 و 10 که یه درصدم کنارشون می ذارم . آره من 90 درصد زندگیمو اختصاص به آرزوی عزیزم میدم و 10 درصد دیگه هم باتوجه به اینکه توی مشهد کسی رو جز همسرم ندارم و خونوادم کرمونشاه هستن و از همه مهمتر اینکه منم آدمی نیستم که بخوام مسادل زندگیمو حتی به مادرم هم بگم ، مشکلات و تموم حرف هایی رو که پیش میاد از جانب هرکسی مخصوصا خونواده همسر که تا الان من چیزی ندیدم مگر موارد انتظاری که اشتباه کردم انتظار داشتم ، همه رو توی اون 10 درصد میگذارم چون اگه روزی بخواد من مسادلی رو از از طریق خونواده آرزو ببینم ، نمیشه بیام به اون بگم چون با توجه به تعصب هر کسی نسبت به خونوادش میره توی کانال 10 درصد زندگیم و همونجا اون فکرهای ناراحت کننده رو از بین می برم. آرزو دوستت دارم و اینو بدون اگه این کارو کردم به واسطه اینه که نمیخوام ازت دور شم.....

آرزو ضمنا من هم به نوعی توی این چند روز مقصر بودم و البته ازت عذر خواهی می کنم و می گم اندازه تموم دنیا دوستت دارم .....


یکشنبه 4 اسفند 1387

شیرینی قبولیمو به امیر دادم

   نوشته شده توسط: امید و آرزو    نوع مطلب :تصمیمات بزرگ ،

امید : 4 بهمن 1387 :

امروز هم گدشت . البته تقریبا چند دقیقه ای بیشتر از بامداد روز 4 اسفند نگدشته. با امیر و آرزو بیرون رفتیم و امیرو واسه قبولیم مهمون كردم و شیرینی قبولیمو در واقعا بهش دادم.

بهش قول دادم اگه انشاالله 2 سال آینده ارشد قبول شدم یه سفر دبی مهمونش كنم. امیدوارم نتیجه بگیرم و موفق بشم اول از همه لیسانس بعدشم ارشد و دكتراو.....

امروزم واسه ثبت نام با آرزو رفتیم دانشگاه . الحمدالله همه چی به خوبی پیش رفت و ما هم ثبت نام كردیم . خدارو شكر همه چی به خوبی انجام شد....


جمعه 2 اسفند 1387

تصمیمی بزرگ و نتیجه ای روشن در آینده

   نوشته شده توسط: امید و آرزو    نوع مطلب :تصمیمات بزرگ ،

امید : 2 اسفند ماه 1387 :

امشب یه تصمیم بزرگ توی زندگیم گرفتم و اونم اینكه هر روز صبح مثل روزهای قبل از ازدواج نماز صبح بیدار شم و حتما اینكارو می كنم چون نتایج مثبت حاصله از این امر مقدسو قبلا دیدم .....مطمئنم خدا الان بسیار از این تصمیم خوشحاله و در كنار من ....

راستی شنبه هم مرخصیم و واسه ثبت نام داشنگاه میرم . البته هنوز كه باورم نشده قبول شدم ولی .... راستی شنبه روز آخر ثبت دانشگاهه.انشاا... به خوبی انجام بشه و به راحتی و آرامش تموم نتیجه بگیرم و به عنوان دانشجوی كاردانی به كارشناسی ادامه تحصیل بدم.....

خدایا شكرت واسه زن خوبم واسه زندگی خوبم و واسه همه چیز.................تقدیم به آرزوی نازم