تبلیغات
روز شمار - مطالب ابر اطلاعات دبی
یکشنبه 19 تیر 1390

سفرنامه امارات - تاریخ 9 تیر لغایت 13 تیر 1390

   نوشته شده توسط: امید و آرزو    نوع مطلب :سفرهامون ،

امید : 19 تیر 1390 :

طبق معمول همیشه بر آن شدم که سفرنامه اخیر خودمون رو یعنی سفرنامه کشور امارات رو درسایت قرار بدم . از این جهن می گم سفرنامه امارات چون ما در این سفر به سه شهر دبی - ابوظبی - شارجه سفر داشتیم . سفر ما از تاریخ 5شنبه 9 تیر لغایت 13 تیر سال جاری بود و 5 روز به طول انجامید . هزینه تور ما برای هر نفر 475000 تومان بود که البته اگه قبل از تاریخ 9 تیر به دبی می رفتیم برای ما 360000 تومان تموم می شد . میگید چرا ‌؟ چون دقیقا از 9 تیر هزینه بلیط هواپیمایی آسمان که متاسفم براشون با این سرویس دهیشون بیشتر شد و این مورد باعث گرونی هزینه سفر ما شد. خیلی از دوستان در ارتباط با هتل سوال کرده بودن . هتل ما 3 ستاره بود و البته 3 ستاره تاپ چون اونجا هر رنج ستاره ای واسه خودش A B C داره که ما از نوع A اون بود . صبحانه و نهار هم با خود هتل بود . اسم هتل ما Mayfair بود که دقیقا پشت سه تا از بهترین رستورانهای ایرانی یعنی صدف - آبشار و ایران زمین بود . البته باید بگم رستوران صدف یه سر و گردن بالاتر از بقیه رستورانهای ایرانی در دبی هستش. هتلمون در مجموع هتل بسیار خوبی بود و البته موقعیت مکانی اون تقریبا در 300 متری میدان یا همون برج ساعت قرار داشت . جایی که پر از هتل از 3 تا 5 ستاره بگیر و جود داشت. راستی برای بعضی از دوستان عزیز هم باید بگم ویزای امارات 14 روزه می باشد .خب بریم سراغ سفرنامه این سری ما . البته ناگفته نمونه ما این سری جای زیادی نرفتیم چون این سفر در واقع سومین سفر من و دومین سفر همسرم آرزوی عزیز بود وما جاهای دیدنی این کشور رو رفته بودیم و البته در سفرنامه هامون اونها رو کامل قید کردیم که شما عزیزان می تونید با استفاده از لینک های زیر به اونها دسترسی داشته باشید . ضمنا تقریبا 50 عکس از مکانهاو جاهای مختلف در دبی شارجه و ابوظبی همچنین هتلمون در این سفر گرفته شده که با کیفیت مناسب و با حجم تقریبا 3 مگابایت در زیر واسه دانلود قراردادیم .

دانلود 50 عکس گرفته شده در دبی - ابوظبی - شارجه

برج خلیفه

سفر نوروزی دبی از تاریخ 13 لغایت 18 تیر 1388 - قسمت اول

سفر نوروزی دبی از تاریخ 13 لغایت 18 تیر 1388 - قسمت دوم

سفر نوروزی دبی از تاریخ 13 لغایت 18 تیر 1388 - قسمت سوم

سفر نوروزی دبی از تاریخ 13 لغایت 18 تیر 1388 - قسمت چهارم

سفر نوروزی دبی از تاریخ 13 لغایت 18 تیر 1388 - قسمت پنجم

سفرنامه دبی - از تاریخ 16 لغایت 20 اردیبهشت 1389 - قسمت اول

سفرنامه دبی - از تاریخ 16 لغایت 20 اردیبهشت 1389 - قسمت دوم

سفرنامه دبی - از تاریخ 16 لغایت 20 اردیبهشت 1389 - قسمت سوم

همچین بنده خودم با توجه به دنیای پیش روی خودمون یعنی اینترنت یکسری مطالب کامل در ارتباط با امارات داشتم که می تونید اون رو از طریق پست های زیر مشاهده کنید :

پیش سفر دبی 1 - مربوط به برنامه ریزی برای همین سفرمون

پیش سفر دبی 2 - مربوط به برنامه ریزی برای همین سفرمون

سفرنامه امارات - تاریخ 9تیر لغایت 13تیر 1390 - قسمت اول :

خب سفرنامه رو شروع میکنیم . امروز ساعت 7 صبح به وقت تهران ما با هواپیمایی کاملا مزخرف تابان به مقصد دبی پرواز کردیم . در طول راه تقریبا 2 ساعت روی آسمون بودیم و با گذشت از خلیج همیشه فارس وارد خاک امارات شدیم و پس از لحظاتی در فرودگاه بین المللی دبی در ترمینال 2 اون به زمین نشستیم . همونطور که می دونید فرودگاه دبی یکی از بزرگترین فرودگاههای جهانه که 3 ترمینال داره و ترمینال 4 اون در حال ساخت می باشد . پس از پیاده شدن و تحویل چمدونمون و چنج کردن مقداری پول منتظر شدیم تا ترانسفر فرودگاهی انجام بشه که متاسفانه یه 15 دقیقه ای معطل شدیم و با لیدرمون که شماره اون روی ووچر هتلمون بود تماس گرفته و سرانجام راننده هندی هتل به دنبال ما اومد . هتل در تقریبا 300 متری میدون ساعت بود و خب موقعیت نسبتا خوبی داشت .وارد هتل شدیم و سریعا با خانم یکتا لیدر عزیزمون آشنا شدیم و ایشون ما رو واسه تورهاشون راهنمایی کردن البته غافل از این بودن که ما تموم جاهایی رو می خواد واسمون تور بگذااره رو رفتیم اما گذاشتیم بنده خدا صحبت هاش رو بکنه . بعد از تموم شدن صحبتهای ایشون و گرفتن کارت ورود به اطاقمون که در طبقه 6 هتل یعنی طبقه انتهایی اون بود ما تور ابوظبی رو که ایشون معرفی کرده بودن رو انتخاب کردیم . ما گفتیم می خوام خودمون 2 نفر باشیم و ظی این سفر نیم روزه به ابوظبی تنها باشیم و کسی دیگه رو با ما نفرستن و ایشون با قیمیتی تقریبا مناسب قبول کرده و ما 500 درهم از قرار درهمی 305 تومان و تقریبا به پول خودمون 150000 تومان به ایشون دادیم و قرار شد فردا ساعت 3 بعد از ظهر منتظر راننده باشیم و عازم سفر ابوظبی بشیم.بعد از اینکه ایشون رفتن وارد اطاقمون شدیم و واقعا اطاق فوق العاده تمیزی بود و شاید بهتره بگم در حد یک هتل 4 ستاره درجه یک بود البته تنها ظعفش این بود که توالت اون آب نداشت و این در واقع مدلش بود و خب البته عذخواهم در کنارتوالت فرنگی یه توالت فرنگی دیگه بود که مخصوص دستشویی شماره 1 که خودتون می دونید منظورم چیه بود که بازهم عذرخواهم و ما از اون برای تطهیر استفاده می کردیم . البته لابی هتل توالت فرنگی با آب داشت .اینقدر حول بودیم گفتیم بزنیم بریم بیرون و خب این کارو کردیم و مثل همیشه راه افتادیم به سمت حال دادن به شکمامون . نزدیک 5 دقیقه پیاده روی کردیم تا رسیدیم به خیابون الرقه و در اونجا جاتون خالی به نمایندگی KFC مرغ کنتاکی معروف رفتیم و بازم جاتون خالی دو نوع متفاوت مرخ سوخاری زدیم که حاضرم شرط ببندم لنگش توی ایران از لحاظ کیفیتی کلی وجود نداره . خلاصه شیکم پر در حال برگشت بودیم که به یه کافه عربی رفتیم و یه قلیون مشتی زدیم . اسم کافه فکر کنم لازورا بود که واقعا قلیون های سرحالو باحالی داشت . از اوجا هم به هتل برگشتیم و گفتیم یه استراحتی کرده باشیم که بازم نتونستیم از شاید بهتره بگم هیجان بالا و به رستوران هتل رفتیم جهت صرف نهار. اما اینقدر کی اف سی خورده بودیم که جای هیچی نداشتیم . بیشتر می خواستیم بریم و غذاهای هتل رو محک بزنیم . خداییش هتل غذاهای خوب و عالی ای داشت و به 90 درصد غذاهاش به مزاج ما سازگار بود.یه مقداری ژله خوردیم و با تصمیم قبلی به سمت دراگون مارت یا همون بازار چینی ها را ه افتادیم . البته من قبلا در سفرنامه قبلیم به دبی توضیحات این بازار رو نوشتم و باید بگم یکی از بزرگترین بازارهاست و دقیقا معماری اون شبیه یه مار بسیار بزرگ با سر همچون اژدها میباشد . در واقع منظورم از شکل از ابتدا تا انتهای اونه که بچسبونی بهم شبیه اژدها میشه .تقریبا 2 ساعت در اونجا پیاده روی داره . حالا حسابشو بکنید چقدر این بازار بزرگه . از میخ بگیر تا جون آدمیزاد اونجا پیدا می کنه. بیش از 4000 شرکت چینی در اونجا مشغول به فعالیت وعرضه کالاهای چینی درجه یک صادرات به آمریکا می باشند . متاسفانه در کشور ما جنسهای چینی آشغالترین و بنجول ترین ها هستند اما غافل از اینکه بازرگانان ما متاسفانه این تفکر رو واسه ایجاد کردن جنس چینی مفتش نمی ارزه و این تنها به این دلیله که خودشون آشغال وارد می کنن. بع داز کلی خرید مخصوصا کلی لباس که آرزو واسه یونس خریداری کرد همچین موبایلی که بنده با طرح بسیار زیبای ماشین پورشه از اونجا خریداری کردم سرانجام با تاکسی به سمت هتل راه افتادیم . البته در راه با دیدن سیتی سنتر گفتم بذار خریدهارو همین اول یه سره کنم و به راننده گفتم به سمت سیتی سنتر سرماشینشو کج کنه . به ستی سنتر رفتیم و چند لحظه ای به دیدن یه تئاتر بسیار زیبایی که اونجا در حال برگذاری بود پرداخیم و بعد از اون به هایپر مارکت کارفور که واقعا بزرگه و پر از اجناس متنوع و متفاوت با قیمت های مناسبه رفتیم و کلی خرید از اونجا و همچنید زمانی که خریدامون اونجا تمو شد . آرزوی گل از روبروی اونجا ار گالری طلا و جواهر لیالی یه دستبد ایتالیایی اصل و بسیار زیبا خرید و تقریبا به پول خودمون گرمی 42000 تومان در اومد . البته قیمت دستبند 710 درهم معادل تقریبا 220000 تومان خودمون بیشتر نبود.البته بیشتر واسه یادگاری این خرید رو انجا دادیم . بعداز اونجا هم به یه بستنی فروشی در همون ستی سنتر رفتیم به نام فکر می کنم سانگ که بستنی های انگلیسی داشت و واقعا خوشمزه بودن . اول بستنی رو انتخاب می کردی بعد از کلی مغز انار و بیش از 30 نوع مغز و چیزهای دیگه ای که اونجا بود 3 موردشون رو انتخاب می کردی وروز بستنی شما می ریخت و واقعا عالی بود . به هتل برگشتیم و واقعا خسته اون هم به خاطر بیش از 5 ساعت پیاده روی . شب هم به رستوران صدف که گفتم بهترین رستوران ایرانی در دبی هستش رفتیم و از میر آزاد و در واقع هموم سلف سرویس خودموم استفاده کردیم . غذاهاش محشر بود مخصوصا انواع کباب و کباب گوشت تیکه اون و باغله پو با ماهیچه که ئاقعا می گم ماهیچه هاش با لبای ادم بازی میکرد . دوست پدرم در دبی تاجره و اونجا زندگی می کنه و خب البته از همسرش جدا شده وتنها از رستوران صدف واسه هر 3 وعده غذاییش استفاده میکنه.سری قبل هم که به دبی رفتیم مهمون ایشون با برادرم به همین رستوران فتیم و در وافع با شناخت قبلی وارد این رستوران شدیم . به نظر من قیمت اینجا به نسبت غذاهای متفاوتش عالیه و ما هردومون تقریبا 40000 تومان پرداخت کردیم که توی یه شهر توریستی و گردشگری جهانی به نظر من قیمکت کاملا منصفانه ای هستش. امشب گذشت و واقعا خوش گذشت .

سفرنامه امارات - تاریخ 9تیر لغایت 13تیر 1390 - قسمت دوم

خب از روز دوم بگم که ما صبح با برنامه قبلی ای که از هتل گرفته بودیم قرار بر این شد ساعت 8:30 صبح درب هتل باشیم و به سمت پارک آبی الممزر بریم که خب صبح با بیدار شدنمون سریعا به رستوران هتل رفتیم و وسطهای صبحونه بودیم که یارو هندیه اومد گفت دریا دریا بیچ بیچ و ماسریعا ول کردیمو نیمه کاره سوار ون هتل شدیم و به همراه 3 خانواده دیگه به پارک اممزر رفتیم . پارک فکر میکنم نزدیکیای شارجه هستش و خب ورودی اون نفری 5 درهم می باشد . وقتی که وارد شدیم چون یکبار دیگه همسری قبل به اینجا اومده بودیم متاسفانه دیگه برامون جذابیتی نداشت و ما بعد از 10 دقیقه کنار دریا گفتیم بیایمو بریم به واید وادی همون پاکر آبی معروف دبی. این تصمیم سریعا تصویب شد و آرزو گفت اگر لباس پوشیده گیر اوردیم من هم میام داخل و خب البته من هم غیر این هیچ وقت غیرته قبول نمی کرد که خانم بیان تو پارک با وضعیت نامناسب. آره خلاصه سریع یه تاکسی گرفتیم و گفت برو پارک آبی واید وادی در راه از خیابان شیخ زاید رد شدیم و به ذهنم رسید حتما یه سری به برج خلیفه بزرگترین برج جهان با 818 متر اگه اشتباه نکنم سری بزنیم و به راننده گفنم و از ایشون خواستم به برج خلیفه اول بره و ایشون هم مارو به اونجا رسوند و چند لحظه ای صبر کرد تا ما پیاده بودیم چند تا عکس از درب و ورودی اون گرفتیم . اتفاقا هموتجا یه سمبلی به صورت مجسمه بود که یه گاو خشمگین سیاه رنگ بود . چندتایی عکس زیبا از اونجا گرفتیم و راننده رو به سمت واید وادی به راه انداختیم. پس از چند دقیقه به واید وادی بزرگترین پارک آبی خاور میانه اگه اشتباه نکنم رسیدیم . ابتدا نفری 210 درهم دادیم و وارد شدیم . البته نفری 25 درهم هم میگرفتن یه باکس میدادن . وارد فروشگاه واید وادی شدیم و یه تیشرت آستین دار و شلوارک بلند برای آرزو خریداری کردیم . اما پدرسوخته ها سر گردنه بود و 245 درهم بابت این دوتیکه پول گرفتن از ما . متاسفانه واید وادی واسه ما خیلی گرون نشست .در مجموع ما 715 درهم معادل 215000 تومان خودمون پرداخت کردیم . وارد پارک واقعا عالی و جذاب بود بزرگترین سرسره خاورمیانه و به همراه دوبازی بسیار جذاب سفینه فضایی که آخرت هیجان بود و حتی قسمتی از اون که اصلا فکر میکردی داری از ارتفاع 70 متری میوفتی تو خیابون کنار واید وادی و خلاصه ساحل و بازیهای بسیار متنوع وجذابی که در نوع خودش بی نظیر بود . البته پیشنهاد من اینه این پول رو صرف اینجا نکنید چون اصلا ارزش نداره . این نظر من بود . باحاله اما به نسبت قیمت بالایی داره . بگذریم . بعد از واید وادی با یه تاکسی هیوندای استیشن به هتل برگشتیم و نهار رو زدیم و یه چرتی زدیم و منتظر شدیم بنده خدا لیدره بیاد و ما رو به ابوظبی ببره . ساعت 15 دقیقه به 4 ظهر بود که ایشون به دنبال ما اومدن و با تماس با اطاق ما خواستن که به لابی بریم و خلاصه تور ابوظبی رو آغاز کنیم . اومدیم و باایشون آشنا شدیم و ایشون ایرانی بود ن واز ارتشی های بودن که بازخرید شده بودن و درمجموع آدم خیلی باحال و خوش مشربی یودن . ماشینشون تویوتا یارسی سدان بود وما با همین ماشین عازم ابوظبی شدیم . مدت سفر به ابوظبی تقریبا 2 ساعت و فکر می کنم 160 کیلومتری میشه . در راه ابتدا از جزیره بنی یاس رد میشیم و بعد اون جزیزهالسعدیات و بعد وارد جزیره ابوظبی یا پایتخت امارات میشیم. نکات قابل توجه ای که در حین رانندگی ایشون به ما انتقال دادن از این قرار بود که کشور امارات 39 سال پیش توسط شیخ زاید شیخ امارت تشکیل شده و ایشون در این تقسیم بندی ای که داشتن 7 شیخ نشیت امارات رو تشکیل دادن که همونطور که در سفرنامه اول گفتم هر کدام از این شیخ نشین ها دارای یک حاکم بوده و اون حاکم مسئولیت اون شیخ نشین رو بر عهده داشتن . و رییس جموهور امارات که همون شیخ ابوظبی می باشد تنها در مسائل سیاسی حق دخالت دارند در امور سایر شیخ نشین ها . آره همچین سیخ دبی هم نخست ویزیر اونها در این تقسیم بندی اعلام شده. شیخ زاید 3 پسر به نام های شیخ خلیفه شیخ محمد و شیخ احمد داشته که شیخ خلیفه الان شیخ ابوظبی و رییس جموهور اماراته و شیخ محمد هم ولیعهد ایشونه و شیخ احمد هم که سال گذشته در سانحه هوایی در مراکش فوت شده. راستی 7 تا شیخ نشین امارات عبارتند از ابوظبی - دبی - شارجه - عجمان - اما القوین - راس الخیمه - فجیره . اطلاعات جالب دیگه اینکه مساحت امرات 86000 کیلومتر مربع و تقریبا به اندازه استان خراسان رضوی ماست و یک بیستم مساحت ایران می باشد.جمعیت امارات 8200000 نفره که از میزان جمعیت که در ژانویه 2011 اعلام شده 947 هزار اماراتی هستند و بقیه یعنی 7250000 نفر از 195 کشور جهان در این کشور زندگی می کنند که در جای خودش تک و بی نظیر این آمار جالب . بیشترین اتباع خارجی از هندوستان که دو برابر مردم امارات و همچنین پاکستانه و از ایران هم نیم میلیون نفر در اونجا زندگی می کنن. ضمن جالب اینجاست بیش از 50 درصد از جمعین 947 هزار نفری امارات ایرانی هایی هستند که در قدیم از اهوار آبادان بندرعباس فارس و .... به اونجا رفتن و کوچ کردن . واقعا جالبه نه ؟؟؟ درآمد امرات ار نفت می باشد و روزانه 3 میلیون بشکه نفت خام صادر میکنه و منابع نفتیشون در امیر نشین ابوظبی می باشد.ضمن اینکه از مساحت کل امازات 83 درصد مربوط به شیخ نشین ابوظبی یعنی پایتختشون می باشد . حالا حساب کنید دبی علی الرغم اینکه میری داخلش میبینی چقدر بزرگه ببینید چقدر کوچیکه . در ارتباط با دبی هم باید گفت خود دبی یک بندر آزاده و دبی سومین بندر صدور مجدد کالا در جهان محسوب میشه . که اولینش هنگ کنگ بعد سنگاپور و بعد دبی می باشند .در راه ابوظبی به چیزهای جالی برخوردیم والا اینکه هرچخ به ابوظبی نزدیک میشید سریبط تر و پر درخت تره و جالب اینکه تموم نخل های موجود در بین راه ابوظبی دبی از ایران از استانهای جنوبی به این کشور صارد میشه حتی بعضا دارای خرما بودن و واقعا جالب بود که امرات همه چیزش از دیگرونه و اقعا فقط با پولشون مدیریت می کنند و بس. بعد از اینکه از جزیره بنی یاس گذشتیم وارد جزیره السعدیات شدیم که داستان این جزیزه از همه چیز در امارات جالبتره . در سال 2007 میان فکر می کنن و بزرگترین آریتکت دنیا یا معمار و بهتر بگم از بزرگترین معماران دنیا رو که اسمش الان در زهنم نیست رو به این کشور دعوت می کنن و در هتل 5 ستاره تاپ قصر ابوظبی جلسه ای میذارن و میگن بیایم یه جزیزه مصصنوعی کاملا جذاب در السعدیان که کویر خالی بوده تا قبل از سال 2007 احداث کنیم !!!! همگی قبول میکنن و الان که سال 2011 هستش شما در السعدیا شاهد شهرکهای جدید و در واقع تا پایان سال 2015 یکی دیگر از مکانهای گردشگری همچون دبی در امارات خواهید بود . وارد این شهر مصنوعی یا جزیزه السعدیات شدیم و وارد قسمتی شدیم که یه ساختمون عظیم و باکلاس و یخ چون کولرهاش عین هو یخ کار میکردن شدیم و وارد سالنی شدیم که سنشور هوشمند بود و به همحض ورود یکدفعه یه سینمای بزرگ در روبروی شما ظاهر میشد و به معرفی جزیره السعدیات می پرداخت . واقعا عجیب بود پیشرفت اونها در این سینما کاملا به وضوح و به رایگان در بازدید عموم قرار گرفته بود .اون معمار بزرگ که در ونیز بارسلون مادرید و ........ پروژه های بزرگی داشت رو معرفی کرده بود و ال سی دی هایی که تاچ پد بودن و با انگشت گذاشتن روی اونها مثلا به معرفی قسمت های مختلف جزیزره اعم از مساجد مدارس و ....... می پرداخت . واقعا مرد عمل هستن . بعد از توقف 30 دقیقه ای درجزیره السعدیات عازم ابوظبی شدیم . ضمنا در اره ابوظبی بزرگترین پارک اتومبیل رانی رو دیدیم . و این پارک مخصوص کارخانه اتومبیل رانی فراری بود و بنام فراری پارک که در اون بیش از 24 بازی مهیج ماشین واری با اتومبیل های فراری وجود داشت . البته ما از کنار اون گذشتیم فقط . یکی از ترن های بزرگ اتومبیل سواری هوایی در دنیا هم در همین پارک و جزو معروفترین بازیهای این پارک به حساب میومد.وارد ابوظبی شدیم و ابتدا به مارینا مال یا پاساژ بزرگ مارینا رفتیم . خیلی جالبه دبی و ابوظبی فستیوال خرین بود و بعضا تا 75 درصد تخفیف میدادن . پاشار جشنواره گذاشته بود و جوایز ویژه اون 2 تا اتومبیل کاردیلاک اسکالا وانت 2011 بود که با خرید هر 250 درهم یک کوپن قرعه کشی می گرفتی ماهم با اجازه لیدر توی 30 دقیقه تا 250 درهم از فروشگاه مارک مانگو لباس زنانه مارک خریدیم و یک کوپن گرفتیمو پر کردیم و امیدواریم که نتیجه بگیریم انشاالله و برنده یکی از 2 اتومبیل باشیم . بعد از اونجا به برج مارینا در همون مارینا مال رفتیم و تقریبا 140 متر ارتفاع داشت و دارای 2 رستوران که رستوران بالایی کافی شاپ بود و گردون . رفتیم و به حساب لیدر 2 تا کاپوچینو زدمیتو رگ واقعا عالی بود . بعد از اونجا می خواستیم به هتل قصر از هتل های 5 ستاره بزرگ و زیبای دنیا که فکر می کنم در آب ساخته شده بود بریم که متاسفانه امروز میتینگ یعنی جلسه بود و گفتن فردا بیاین . این هتل دارای 2 یا 3 سالن کنفرانس بزرگه که بزرگترین تصمیمات و جلسات رو در این هتل اخذ می کنن . خلاصه نشد و ما به سمت مسجد شیخ زاید حرکت کردیم . مسجد بسیار بزرگ شیخ زاید که به دست خود شیخ زاید ساخته شده بود و از نکات جالب این مسجد اینکه به محض ورود باید خانمها پوشیده میشدن و در زمان دریافت لباس بلند زنانه لباس اینقدر تمیز و خوشبو بودن که نگو و نپرس و در واقع این قابل توجه اماکن مقدس ما که چادرهای عرقی رو به خانمها تدر ایران تحویل میدن . دیوارهای درون صحن ورودی مسجد که با سنگ برجسته گل کاری شده بود و همچین اینکه نگهبانان یا بهتره بگم خادمین اونجا اجازه نمی دادن حتی زن و شوهر چسبیده به در کنار هم با هم عکس بندازن .بزرگترین فرش جهان در این مسجد بود و 7119 متر مربع اندازش بود و در شهر نیشابور خودمون توسط 1500 نفر از 15 ال تا 75 سال ساخته شده بود که متاسفانه در سال 2006 به قیمت 5800000 دلار به امراتی ها فروخته شده بود . از نکات قابل توجه لوسترهای بسیار زیبا و مزین به آب طلا در صحن مسجد بود و 4 تا از این لوسترها در اونجا وجو داره که ساخت کشور آلمان هست . مسجد شیخ زاید بزرگترین مسجد امارات می باشد . نکته بسیار بسیار بسیار جالب این بود که در گوشه صحن مسجد مزار شیخ زاید وجود داشت که هیچ کس حق فیلم برداری نداشت . از همه اینها مهمتر اینکه از سال 2004 که شیخ زاید فوت شده تا همین الان 4 یا 5 نفر رو استخدام کردن که 24 ساعته واسه ایشون به صورت زنده قرآن می خونن و تنها در زمان تلاوت اذان قرانشون قطع میشه و این در نوع خودش بی نظیره . واقعا جالبه نه ؟؟؟!!! این علاقه مردم امارات و شیخ زاید رو می رسونه و البته بگم اون بنده خدایی که قرآن می خوند و نوبتش بود رو مادیدیم و یه بلندگو هم داشت و صدای قرآن در انتهای صحن هم به گوش می رسید و در نزدیکی قبر شیخ زاید به به وضوح طرف پشت شیشه ها معلوم و مشغول خوندن قران بود.دیگه آخرای سفر ابوظبی بودیم و خب خلی هم خسته و کوفته . راستی یه چیز جالب تا یادم نرفته اینکه تموم افراردی که در امارات اتومبیل دارن باید در هرسال ماشینشونو کنترل فنی کنن و باید هیچ ماشینی دچار کوچکترین مشکلی نباشه و الا میره جز از رده خارج شده ها. حتی اگه یه چراغ اتومبیل شکسته باشه باید تعویض بشه و الا از رده خارج اعلام میشه ...... خب در راه بازگشت به دبی هستیم تقریبا ساعت 10 شبه و در راه به منطقه جبل الطازق میرسیم . البته بیابون خالیه ولی یه شاپیگ بزرگ داره که ما نرفتیم . راننده گفت قراره تا فکر کنم 2 یا 3 سال دیگه بزرگترین فرودگاه جهان در اینجا افتتاح بشه . از خیابان شیخ زاید گذشتیم و وارد دبی شدیم . طبق قول لیدر قرار بود به ماشام بدن و مارو در این حین به خیابون مکتوم بردن و به رستوران ایرانی قشقایی و به ما چلو کباب باحالی دادن و بعدش هم توسط لیدر به هتل برده شدیم . ضمن اینکه راننده ما گفت خانم یکتا لیدرمون گفتن یه مابه التفاوتی دیگه ای باید به ایشون بدیم چون تور دیگه انتخاب نکردیم و خب بگذریم ما هم 50 درهم دیگه به ایشون دادیم . روز خوبی بود و واقعا به ما خوش گذشت . شب هم که در هتل انتظار سومین روز اقامت در دبی رو می کشیدیم.

سفرنامه امارات - تاریخ 9 تیر لغایت 13 تیر 1390 - قسمت سوم :

امروز با هماهنگی قبلی ای که با لیدر عزیزمون انجام داده بودیم ماشین دنبالمون اومد و به سمت شهر شارجه حرکت کردیم و به فروشگاه معروف 1 تا 10 درهمی در این شهر رفتیم . کلیه اجناس در این فروشگاه به مبلغ 1 تا 10 درهم بود . واقعا جنس های جالبی در اونجا پیدا می شد از جمله دستمال معطرهای بچه محصول کشور ترکیه بود و اونجا 600 تومان و در اینجا زیر 3500 وجود نداره . خلاصه جنس های بدی اونجا نبود اما واسه سوغات خریدی از اونجا نداشتیم . ماشینی که دنبالمون اومده بود گفته بود که من ساعت 1:30 ظهر میام دنبالتون . خلاصه ما 11 بود که خریدامون تموم شد و هوای شارجه هم که تقریبا در 12 کیلومتری دبی هست واقعا گرم و طاقت فرسا بود . قبل از اینکه ماشین بیاد دنبالمون به فروشگاه کت و شلوار فروشی که در نزدیکی همون فروشگاه بود رفتیم و خب وقتی داخل شدیم با کت و شلوارهای متنوع و فوق العاده زیبایی روبرو شدیم . ما که دیگه پولی نداشتیم به فروشنده مغازه که هندی بود گفتم آقا کت شلوار می خوام تا 150 درهم یعنی 45000 تومان که یارو بهم خندید و گفت نداریم آقا خلاصه گفت چون پیش من اومدی نمی ذارم دست خالی بری و اومدو یه کت شلوار سایز 54 یعنی سایز بابام چون اون رو واسه پدرم می خواستم بهم معرفی کرد و روی کت شلوار زده بود 1650 درهم که معادل تقریبا 500000 تومان خودمون میشد و من گفتم نه باباااااااااااا گفت نه من این رو به قیمت فستیوال یعنی قیمت دوختش بهت میدم .اره به ما کت شلوارو به 250 درهم یعنی 75000 توامن داد . کت شلوار دوخت شرکت لومبورتی ایتالیا بود و واقعا شیک بود . وقتی هم که رفتیم حساب کنیم صندوقدار واقعا تعجب کرده بود که اون فروشنده به این مبلغ کت و شلوار رو به ما داده گفت باور کنید الان 550 درهم قیمتشه اما من نمیدونم ممکنه اربابمون بهش گیر بده و توبیخش کنه . بگذریم خرید خیلی خوبی بود . سر موقع ماشین اومد و ما به هتل برگشتیم وبعد از صرف غذا از بی پولی گرفتیم خوابیدیم و شب هم پیاده به خیابون رقه رفتیم و یه مک دونالدی به یاد گذشته ها زدیم اما غافل از اینکه کیفیت مک دومالدهای جدید مثل قبل نیست برخلاف کی اف سی که مثل همیشه کیفیت متفاوت خودش رو حفظ کرده . البته قابل ذکره که سیب زمینی سرخ شده های مک دونالد از کی اف سی بهتر و ترد تر بودن. بگذریم بعد از اونجا هم به همون کافه ایرانی رفتیم و یه قلیون باحال دیگه زدیم و به هتل برگشتیم وشب هم از گرسنگی به یه مطعم فروشی روبروی هتل رفتیم و 2 تا ساندویچ فلافل به قیمت 10 درهم هردوشو میگم ها گرفتیم و بدک نبود ولی خوبم نبود زدیمو مقداری هم ماهواره نیگاه کردیم و خلاصهع خواب تا فردا .........

سفرنامه امارات - تاریخ 9 تیر لغایت 13 تیر - قسمت آخر

امروز دیگه واقعا بی پول بودیم و گفتیم زودتر صبحونه رو بزنیم و با تور رایگان هتل مجددا به پارک ساحلی الممزر بریم و نصف روزمون رو سر کنیم . واقعا بی پولی اونم اونجا خیلی ناجور و بده . ساعت 8:20 بود که ماشین هتل اومد و همه رو به سمت پارک الممزر راهی کرد . بهمون گفت که ساعت 12:30 میاد دنبالمون . جاتون خالی واقعا خوش گذشت . تا ساعت 11 تو آب بودیم . آرزو هم با لباسهایی که خریده بود از واید وادی دیگه مشکلی واسه توی آب اومدن نداشت . کلی با آرزو اونجا خوش گذشت از زیر شن کردن ارزو بگیر تا آب بازی و شنا باهم که خداییش حال داد . بعد از اون هم با ماشین هتل به هتل بازگشتیم.نهار و سپس خواب تا غروب. یه دفعه ای یه فکری اومد به ذهن ما رسید و گفتیم از لیدرمون یه مقداری پول قرض کنیم . همش این دل و اون دل کردیم و خلاصه من آرزو رو انداختم جلو و با لیدر خانم یکتا تماس گرفت و گفت حقیقتا ما یه مقدار پول رو که کنار گذاشتیم اشتباهی امید شوهرم همشو خرج کرده . البته تماس ما ساعت 9:30 شب بود و ایشون گفتن حتما باهاتون در هر صورت تماس میگیرم . آقا گذشت و گذشت ساعت 11 شد و ایشون زنگ مزدن و ما هم هم خجالت کشیده از تماس و هم ناراحت از بی احترامی ای که بهمون شده. ساعت 11 بود صدای زنگ گوشیمون به صدا در اومد . بله خانم یکتا بود و با بنده صحبت کرد و من کلی عذرخواهی کردم بابت این موضوع و ایشون گفت می دم آقای رجب زاده تا 12 واستون بیارن چون ایشون یعنی جناب رجب زاده تور ابوظبی برده بودن و دیر وقت میومدن .ما تا تقریبا 1 دم در هتل با خانم تهرانی ای که تازه آشنا شده بودیم و تنها اومده بودن آشنا شدیم و کلی صحبت کردیم که یکدفعه گل از از گلمون با دیدن جناب رجب زاده شکفت و 500 درهم از ایشون قرض کردیم یعنی 150000 تومان . خوشحال از پولداری با همون خانومه به سمت کافه قلیون ایرانی به راه افتادیم و یه قلیون چایی مشت همچنین خانم تهرانی هم مهمون ما بودن .چون شب آخری بود که در امارات بودیم ساعتهای 3 شب بود که پیاده به هتل برگشتیم . شب رو سر کردیم و طی برنامه ریزی که با هتل کرده بود رزوشن هتل که کمی فراسی بلد بود گفته بود فرا ساعت 11 اطاق رو تخلیه کنید ووما با ماشین هتل ساعت 11:30 شما رو به فرودگاه یعنی ترمینال 2 محل پروازهای ایرانی و حاشیه خلیج فارس خواهیم برد . ما ساعت 8 فردای اون روز بیدار شدیم . روزی آخری بود که در دبی به سر می بردیم . بعد از خوردن آخرین صبحانه که واقعا مفصل زدیم تو رگ به هایپر مارکت روبروی هتل رفتیم و واقعا این هایپر مارکت بسیار بزرگ بود البته عمرا به کارفور در سیتی سنتر نمی شد .بازم پول اومده بود دستمون و می خواستیم تا آخرین لحظات آتیشش بزنیم . یه شارژ 20 درهمی واسه گوشیمون گرفتیم که تا آخر سفر یه 15 درهم دیگه ته اون مونده وچون سفر قبلی این سیم کارت رو دائمی کرده بودیم یعنی مثل اعتباری های ایرانسل که همیشه شارژ توشون میمونه مطمئنا واسه سری بعدیمون در دبی هم این شارژ رو خواهیم داشت . به قسمت میوه فروشی این هابپر مارکت رفتیم و یه تقریبا 600 گر بادمجون آرزو خریدکه این بادمجونها تقریبا یک چهارم بادمجونهای ما در سه رنگ سفید صورتی و سیاه بود که گرد و کوچولو بودن . زمانی هم که برگشتیم یه روز دادیم مادر خانم زحمت کشیدن ردیفش کردن و واقعا خوشمزه بودن . بعد از اون سریعا اطاق هتل رو تحویل دادیم بدون اینکه از یحچال اون استفاده کنیو وسریعا به سمت فرودگاه با ماشین هتل حرکت کردیم . ساعت 12 بود بود که .ارد فرودگاه دبی شدیم . متاسفانه تبلوی اعلانات تصویر فرودگاه پرواز ما رو با همون شماره پرواز وا هواپیمایی تابان به اشتباه زده بود ساعت 13:30 پروازه و الان هم قسمت تحویل بار بسته شده . خلاصه هرکی میومد شوکه میشد و یه چند دقیقه ای ایست قلبی بابت اینکه دیگه جا موندیم رو میزد. خلاصه ساعت13:30  بود که مسافرین پرواز مشهد با هواپیمایی تابان رو فراخوندن و ما بارمون رو بدون اضافه بار تحویل دادیم و کارت پرواز رو گرفتیم و به سالن پرواز رفتیم . نهار یه چلو کبابی حاتم در فرودگاه رفتیم و یه چلو کباب جوجه یا همو دجاج عربی زدیم تو رگ . بازهم کلی خرید از فروشگاه باحال فرودگاه . الان ساعت 14:30 هست و همچنان هیچ خبری در گیت 6 مبنی بر باز شدن درب جهت رفتن به سمت هواپیما نیست . ساعت 15 ساعت پرواز ما بود . متاسفانه هواپیمایی تابان گل کاشت امروز . ساعت 16 بود که ما رو جهت خوردن نهار به حساب هواپیمایی تابان به رستوران مک دونالد در فرودگاه معرفی کردن و با آرزو اولین نفری بودیم که نهار رو زدیم .خلاصه سرتون رو درد نیارم ساعت 20:30 دقیقه هواپیمای ما بعد از 5:30 دقیقه تاخیر که خدا لعنتشون کنه به مقصد مشهد شروع به پرواز کرد . مسافرت ما هم بدین گونه به پایان رسید و وقتی هم که به مشهد رسیدیم دیدیم شاه پسرمون آقا یونس با مامان بزرگش و حامدینا اومدن استقباللمون .یونس هم ما رو دید اینگار بغضش ترکید. یکمی دوگوله هاش کار میکرد اما کامل نمیشناخت . همش غریبی میکرد اما ته ذهنش یه چیزایی یادش میومد از ما. مادر زن می گفت شب دوم که صدای آرزو رو از موبایل شنیده بود تا صبح گریه میکرده و مادر خانوم و پدر خانم هم به خاطر اون گریه میکردن . بگذریم سفر خیلی خوبی بود و یه استراحت کامل واسه من وآرزو که به نظر عالی بود . خدا رو شکر این موقعیت فرهم شد وما به اسن سفر رفتیم . در ناهیت چند تا مطلب یادم اومد و همچنین بعضی از دوستان چیزهایی رو مطرح کرده بودن به صورت کامت که اونها رو می نویسم و جواب میدم . اولا اینکه کشور امارات دو تا هواپیمایی گردن کلفت داره که هواپیمایی الامارات گردن کلفت تره و فکر میکنم چند سالیه که رتبه اول پروازهای جهان رو دراختیار داره و مقر این هواپیمایی در فرودگاه دبی هستش و مقر هواپیمایی الاتحاد که مقرشون در فرودگاه شهر ابوظبی هستش و پرواز مستقیم از ابوظبی به تهران فقط از طریق این هواپیمایی انجام میشه .یه هواپیمایی دیگه به نام العربیا هم داره که مرکز آشیانه هواپیماهاش در شهر شارجه هستش . ضمن اینکه فکر کنم گفتم حالا اگه نگفتم میگم که در کشور امارات بین شیخ نشین های امارات هیچ پرواز داخلی وجود نداره چون مسافت ها بسیار کمه و بیشترین مسافت بین دبی و ابوظبی هستش که ما ماشین همونطور که مارفتیم یه 160 کیلومتری میشه .یه چیز مهم دیگه اونم اینکه پرواز الاتجاد به خاطر رقابت با الامارات هزینه هاش کمتره و حتی پرواز مستقیم به نیویورگ هم داره .در ارتباط با مشروبات الکلی هم دوستان سوال کرده بودن و باید بگم که مشروب در هیچ فروشگاهی در دبی فروخته نمیشه و فقط در فرودگاه به محض ورود انواع مشروبات الکلیوجود داره . همچنین موقع خروج هم در فروشگاه فرودگاه این مشروبات موجود می باشد . ضمن اینکه در هایپر مارکت های بسیار بزرگ که فکر میکنم باید مجوز فروش داشته باشن مثل کارفور در سیتی شنتر به علاوه در کاباره ها و دیسکو ها هم یافت میشه و الا در فروشگاههای معمولی و عادی و مغازه ها و هتل ها فروش مشروبات ممنوعه . امیدوارم سفرنامه کاملی رو در اختیار شما دوستان قرا  داده باشیم . به امید روزی که سفرنامه های بیشتری از ملاقات کشورهای بیشتر و بزرگتر در وبمون قرار بددیم .... پیروز باشید . ضمنا دوستان هر سوال دیگه ای دارن در همین پست که به طور کامل مخصوص سفرنامه امارات می باشد کامنت بدن و  در همین قسمت نظرات این پست جواب های ما رو بگیرن . موفق باشید


برچسب ها: دبی ، سفرنامه امارات ، ابوظبی ، شارجه ، سفر به ابوظبی ، شیخ نشیین های امارات ، برج شیخ خلیفه ، واید وادی ، پالم ایسلند ، اطلاعات کامل دبی ، شیخ محمد ، شیخ خلیفه ، پیست اسکی دبی ، کارفور ، جزیره جهان ، سفرنامه ، مارینا ، سیتی سنتر ، تور صحرا ، مک دونالد ، KFC ، الممزر ، جمیرا ، برج العرب ، هتل قصر ابوظبی ، هتل اتلانتیس ، کرایه خودرو در دبی ، هتل می فیر ، گشت شهر دبی ، دیدنی های دبی ، کاخ شیخ محمد ، کاخ شیخ خلیفه ، دراگون مارت ، بازار چینی ها ، سفر ، مسافرت ، پرواز الامارات ، پرواز الاتحاد ، اطلاعات دبی ، هتل سیتی استار ، پارک آبی دبی ، مرکز خرید وافی ، امارات مال ، همه چیز در مورد دبی ، عشق سفر ، جهانگردی ، جهانگرد ، زوج جهانگرد ، سافاری ، خور دبی ، شیخ زاید ، اتوبان شیخ زاید ، مسجد شیخ زاید ، ام القوین ، عجمان ، راس الخیمه ، شیخ نشینهای امارات ، ساحل جمیرا ، ونیز یزدی ، کنسرت لیلا فروهر ، کنسرت های دبی ، کنسرت ، جزایر نخل ، خیابان رقه ، خیابان آل مکتوم ، فرودگاه ابوظبی ، جزیره السعدیات ، جزیره بنی یاس ، لیدر ، ترانسفر فرودگاهی ، درهم ، رقص عربی ، رستوران صدف دبی ، رستوران قشقایی دبی ، رستوران ، ایرانیان امارات ،